بيان فتنه ميان تركان و ديلميان در بغداد
ايضا در اين سال فتنه ميان تركان و ديلميان در بغداد رويداد و كار شدت پيدا كرد و قتال بين آنها پنج روز دوام يافت و بهاء الدوله در خانهء خود نشسته با آنها در امر صلح مكاتبه ميكرد و گوش به سخنانش ندادند و بعضى از رسولان او را نيز كشتند .
سپس او از خانه بيرون آمد و بگروه تركان پيوست و در قتال آنها با ديلميان حضور پيدا كرد . در اين هنگام بر شدت اختلاف افزوده شد ، و شر بزرگ شد پس شروع به اصلاح امر كرد و با تركان به مدارا رفتار كرد . و با ديلميان مكاتبه كرد . و اوضاع بهبود يافت و هر دو گروه براى هم سوگند ياد كردند مدت جنگ بين آنها دوازده روز به طول انجاميد .
سپس ديلميان پراكنده شدند ، گروهى پس از گروه ديگر پى كار خود رفتند بعضى از آنها را بيرون كردند و برخى را دستگير نمودند . و كارشان به زبونى انجاميد و شوكت تركان افزون شده نيرو پيدا كردند .
بيان عزيمت فخر الدوله بعراق و آنچه بر او گذشت
در اين سال فخر الدوله به قصد عراق و استيلاى بر آن از رى بهمدان رفت كه از آنجا عازم عراق شود سبب اين بود كه صاحب بن عباد عراق و بويژه بغداد را دوست داشت ، و پيشرو بودن در آن ديار ميخواست و دنبال فرصت مناسب مىگشت همين كه شرف الدوله درگذشت ، دريافت كه فرصت امكان اين امر را بوجود آورده است .
كسانى را گماشت كه عراق را در نظر فخر الدوله بزرگ وانمود كنند و اين امر را آسان دانند ولى خود شخصا از بيم فرجام اين كار دخالت نكرد تا اينكه فخر الدوله به او گفت : در اين باره چه دارد كه بگويد ؟ صاحب در پاسخ كار را در عهدهء بخت بلند او گذاشت كه هر دشوارى را آسان كند . و آن بلاد را بزرگ شمرد . پس فخر الدوله آماده عزيمت بدان صوب شد و بهمدان رفت . در همدان بدر بن حسنويه از سوئى و