« حصن قريم » و در همان سال بازگشت و در اين سال امير ابو منصور بن « كوريكنج » حكمران قزوين عليه فخر الدوله عصيان ورزيد . فخر الدوله بدلجوئى و ملاطفت او بذل توجه كرد و بوى امان داد و احسان كرد ، او نيز به طاعت خود بازگشت .
در رمضان اين سال فتنهء سختى بين ديلميان و مردم عامه در شهر موصل رويداد و كشتارى عظيم در آن بلوا به عمل آمد . سپس ميان هر دو گروه اصلاح شد .
در اين سال بارندگى تا نيمه كانون تانى ( تقريبا برابر با 25 ديماه مىشود . م ) تأخير شد . و نرخها در عراق و بلاد مجاور گران شد ، مردم دو بار به استسقاء قيام كردند . ولى از باران خبرى نبود تا اينكه در هفدهم كانون ثانى باران باريدن گرفت ، نوميدى مردم بر طرف و بارندگى استمرار يافت .
378 سال سيصد و هفتاد و هشت
بيان شكر الخادم
در اين سال شرف الدوله « شكر الخادم » را دستگير كرد . اين شخص نزد پدر شرف الدوله ، عضد الدوله از اخص خواص و نزديكترين آنان به عضد الدوله بود كه بگفتههايش عمل ميكرد و آنها را به كار مىبست . سبب دستگيرى او اين بود كه در زمان عضد الدوله اين شخص شرف الدوله را آزار ميداد . و اذيتش ميكرد و همو بود كه شرف الدوله را از بغداد به كرمان روانه داشت كه دور از دربار بدر باشد و در كار صمصام الدوله . در جانشينى عضد الدوله اقدام كرد . شرف الدوله از اين بابت كينهء او بدل گرفت . همين كه شرف الدوله عراق را تصرف كرد . « شكر » خود را پنهان كرد شرف الدوله شديدا در جستجوى يافتن او برآمد و پيدا نميشد شكر را جاريهاى ( كنيزى ) حبشى بود كه او را به عقد زواج بدر آورده بود و مدتى اين جاريه نزد او به خدمت مشغول بود .
اين كنيز حبشى تعلق خاطر به ديگرى پيدا كرد . و غذا و غيره از منزل « شكر »