تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 171

مساهمون:

ص١٧١
تمام آنچه در اردوگاه سپاهيان قراتكين يافته ميشد ، بدست آورد . قراتكين با معدودى از غلامانش از آن معركه نجات يافته و به پل « نهروان » رسيدند و در آنجا اقامت نمودند تا اينكه منهزمين به او پيوستند . و از آنجا ببغداد رفتند . بعد از آن بدر بر اعمال جبل و نواحى وابسته بدان مستولى گرديد و شوكتش فزونى يافت ، و نيرو گرفت . و اما قراتكين ، چون از آن هزيمت ببغداد بازگشت ، گران سرى و دورى او از دربار شرف الدوله افزون گرديد ، و سپاهيان را به آشوب برانگيخت و آنها را اغراء كرد عليه وزير ابى منصور بن صالحان ، و آنها با ابى منصور ، چيزى كه مكروه ميداشت ، ديدار كردند . وزير ابى منصور بملاطفت با آنها رفتار كرد و از خود دورشان ساخت . شرف الدوله بين وزير و قراتكين اصلاح كرد و شروع در به كار بردن حيله عليه قراتكين كرد . روزى چند بيش نگذشت كه قراتكين و گروهى از ياران و دبيرانش را دستگير كرد و دارائى آنها را بگرفت . سپاهيان بخاطر او شوريدند . شرف الدوله قراتكين را كشت و سپاهيان آرام شده ، و بجاى او طغان حاجب را بسركردگى آنها گزين نمود ، و طاعتش را گردن نهاده و اصلاح شد .

بيان عزيمت منصور بن يوسف بجنگ كتامه

در اين سال منصور فرمانرواى افريقيه ، سپاهيان خويش گرد آورد ، به قصد جنگ به كتامه رفت سبب آن اين بود كه العزيز باللّه علوى در مصر شخصى كه او را « ابو الفهم » ميگفتند و نامش حسن بن نصر بود ، بعنوان داعى ( مبلغ دينى ) به كتامه فرستاد كه مردم آنجا را به طاعت او دعوت نمايد . غرض نهانى العزيز اين بود كه پس از تمايل و گرايش كتامه به او ، نيروى جنگنده‌اى گسيل داشته تا با منصور جنگيده و افريقيه را از او بگيرد ، زيرا كه منصور در آنجا قوتى بسزا يافته بود . ابو الفهم چون بكتامه رسيد . اهالى كتامه را دعوت‌شان به طاعت از العزيز كرد . و پيروانش فزونى يافته و شأنش بزرگ شد . و منصور به قصد او حركت كرد و به العزيز نامه فرستاد و گزارش حال را به او بازشناساند العزيز دو نفر رسول نزد منصور فرستاد و او را