تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 176

مساهمون:

ص١٧٦
شدند . در رويدادهاى سال سيصد و هشتاد و يك باقى اخبار و قتل بكجور را بخواست خداى بزرگ بازگو خواهيم كرد .

بيان پيروزى اصفر بر قرامطه

در اين سال گروه انبوهى از مردمان « بنى منتفق » كه آنها را « اصفر » ميگفتند گرد آمدند و ميان آنها و گروهى از قرامطه پيكارى سخت رويداد كه در گير و دار آن سركردهء قرامطه كشته شد و همراهانش منهزم شده و بسيارى از آنها را كشته و اسير كردند .

بيان نكته‌اى نيك

در اين سال اول محرم ، صاحب بن عباد سكه دينار ( زر ) تقديم فخر الدوله كرد كه يك هزار مثقال وزن آن بود و بر يكى از دو جانب آن سكه اين اشعار نقش شده بود :
و احمر يحكى الشمس شكلا و صورة * فاوصافه مشتقة من صفاته فان قيل دينار فقد صدق اسمه * و ان قيل الف كان بعض سماته بديع و لم يطبع على الدهر مثله * و لا ضربت اضرابه لسراته فقد ابرزته دولة فلكية * اقام بها الاقبال صدر قناته و صار الى شاهنشاه انتسابه * على انه مستصغر لعفاته يخبر ان يبقى سنين كوزنه * لتستبشر الدنيا به طول حياته تانق فيه عبده و ابن عبده * و غرس اياديه و كافى كفاته
مدلول اين اشعار به فارسى چنين است : سرخگونه‌اى كه شكل و رويش سخن از خورشيد گويد و اوصافش از صفاتش مشتق گرديده اگر دينارش گويند نامش بدرستى برده‌اند و چنانچه هزار گفته شود برخى از جاه آنست . بديع ( سكه‌ايست ) كه روزگار بمانندش نقشى نافريده و سكه زده شده‌ايست كه ديگر سكه‌ها چنين زده نشده است . من آن ( به ) دولتى فلكى آشكار نمودم كه نيكبختى بر بالاى سرش
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 176 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت