تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 142

مساهمون:

ص١٤٢
داريم و چنانچه در اين كار تأخير روا داريم تا هلال ماه هويدا گردد و ماه بپايان رسيده باشد ، پيش سركردهء خود روند و از وى مطالبه كنند و او به آنها وعده ميدهد ، روز دوم نزد او ميروند ، باز وعده ميدهد به روز سوم ، آنها زبانشان دراز مىشود ، و منت از ميان رفته و جسارت بدست آمده و ما به زيان بردن نزديكتر شده‌ايم تا به سود و بهره . كارها را جز بكسان شايسته و كاردان نميسپرد ، راهى براى شفاعت در معارضه كسى كه شايستگى آن نداشت و كار شفاعت مربوط به او نبود بجاى نميگذاشت . از او آورده‌اند كه سركرده لشكريانش اسفار بن كردويه دربارهء يكى از ابناء عدول شفاعت كرد كه نزد قاضى رفته باندرزهاى او گوش داده قاضى را ( نظر او را ) تعديل كند ، عضد الدوله به او گفت : اين از كارهاى تو نيست كار تو خطاب در فزونى فرماندهى و نقل درجه سرباز و سپاهى و امور وابسته بدانهاست و اما گواهى دادن و پذيرش آن نزد قاضى براى ما و تو در آن امر سخنى نباشد هر زمان قضاة انسانى را داراى شرايط قبول گواهى دادن شناختند ، خود بدون شفاعت خير عمل مىكند . در آغاز هر سال اموال بسيارى براى صدقه و احسان در بلاد ديگر كه در حوزه فرمانروائى او بود ، بيرون آورده و تسليم قضاة و وجوه مردم ميكرد تا آنها را ميان مستحقانش پخش كنند . به كار كارگران بىكار ميرسيد و اگر كارى انجام داده بودند حساب شان رسيدگى و اقدام به كار آنها ميكرد . عضد الدوله دوستدار دانشها و دانشمندان بود . دوست داشت نزديك به آنان باشد و بخشنده بود ، و با آنان بگفتگو مىنشست و بمناظره در مسائل علمى و ادبى ميپرداخت علماء از هر شهر و ناحيتى بدربارش روى آوردند و بنام او كتابها تصنيف كردند . از جمله آنها « ايضاح » در نحو و « الحجه » در قرائت و « الملكى » در طب و « التاجى » در تاريخ و غير ذلك است و به عمران و تأسيسات عام المنفعه در كشور اقدام كرد همچو ساختن بيمارستانها و پلها و غير ذلك كه سود همگانى داشتند ، الا اينكه در اواخر ايام پادشاهى خود رسم غير عادلانه در مساحت ( اراضى مزروعى ) و ماليات فروش دواب و ديگر كالاها برقرار داشت و اضافه بر آنچه گفته شد . منع يخ گرفتن و تهيه قز ( ابريشم خام ) كه اين كارها را سوداگرى ويژه دانست و بهر طريق كه امكان داشت مالى