تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 139

مساهمون:

ص١٣٩
به او گفت كه : بكجور يك بار در دمشق حكومت كرد و عصيان ورزيد . العزيز بسخن او گوش نداد و امر او اجراء شد ، و بكجور در رجب اين سال بعنوان فرمانرواى دمشق به آنجا وارد شد . و با ورود بدمشق با هواداران وزير ابن كلس بناى بدرفتارى گذاشت حتى برخى از آنان را بدار زد . و با اهل شهر نيز به همان شيوه رفتار و بنا را بر ستمكارى نهاد . و از گرفتن مال مردم و كشتن و دار زدن و شكنجه دادن . دست رد به سينه كسى نميگذاشت و همچنان تا سال سيصد و هفتاد و هشت در حكم باقى ماند كه بخواست خداى بزرگ ، بيان آن خواهيم آورد .

بيان درگذشت عضد الدوله

در شوال اين سال . بيمارى عضد الدوله شدت پيدا كرد ، و همان بيمارى صرع بود كه او را به رنج خود معتاد كرده بود . و نيروى او از دفع آن . زبون شد و او را خفه كرد و در هشتم شوال در بغداد ، بدرود زندگى گفت . و جنازهء او را به آرامگاه امير المؤمنين على عليه السلام بردند و در آنجا به خاك سپردند . فرمان روائى او بر عراق پنج سال و نيم بود . بعد از درگذشت او فرزندش صمصام الدوله ابو كاليجار . بماتم نشست الطائع للّه به تعزيت او رفت . عمر عضد الدوله هنگام مرگ چهل و هفت سال بود . پيش از آنكه بيماريش شدت پيدا كند ، فرزند خود شرف الدوله ابو الفوارس را به كرمان به فرمانروائى آنجا روانه كرده بود و گفته شد كه چون به حال احتضار افتاد زبانش نمى گشت مگر بخواند اين آيه
ما أَغْنى عَنِّي مالِيَهْ هَلَكَ عَنِّي سُلْطانِيَهْ
( قرآن كريم . سورهء 69 آيات 28 و 29 ) ( مدلول آيات كريمه به فارسى چنين است ( كه اى داد كه ) مال و ثروت من امروز بفريادم نرسيد و سلطه و سيطره‌ام همه نابود گرديد . ) عضد الدوله مردى خردمند . فاضل ، با حسن سياست و بسيار ديد درست در امور كشور داشت . و با هيبت و بلند همت ، و روشن رأى و دوستدار فضايل و اهل فضل و بهنگام دهش بسيار بخشنده و بجاى خود با حزم و انديشمند و دورانديش بود . آورده‌اند : همين كه عضد الدوله بدرود زندگى گفت خبر آن به گوش يكى از
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 139 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت