سپاه قائم بميدان رفت ولى كسى از لشكر ابو يزيد بميدان نرفت . ابو يزيد از شهر « اوراس » مردان جنگى را احضار كرده بود . باز هم سپاه قائم آماده نبرد شد و باتباع ابى يزيد كه بخندق پناه برده بودند هجوم برد آنها هم ناگزير از خندق بيرون آمدند و بدفاع پرداختند جنگى بسيار سخت رخ داد و بسيارى از پيروان ابو يزيد كشته شدند يكى از آنها سالار بزرگ او بود كشته شدن وى براى او ناگوار و موجب اندوه بسيار گرديد ناچار باز بخندق پناه برد ناگاه تند بادى حامل خاك و غبار سياه بر سپاه قائم وزيد آن سپاه كه دچار ظلمت شده بود شكست خورد و تن بفرار داد و گروهى در ميدان كشته گذاشت باز هم ابو يزيد شهر مهديه را محاصره كرد و بسيارى از مردم شهر را بدرود گفتند و بجزيره صقليه ( سيسيل ) پناه بردند .
همچنين طرابلس و مصر و حتى بلاد روم . در آخر ماه ذى القعده سپاه عظيمى دور ابو يزيد تجمع كرد و او با لشكرهاى نيرومند و عظيم بر شهر مهديه حمله نمود .
كتاميها از ميان خود دويست سوار دلير برگزيدند و مانند يك تن بر اتباع او حمله كردند و كشتند و اسير گرفتند و نزديك بود به او برسند . گرفتاران را بند كردند و به شهر مهديه بردند .
پس از آن سال سيصد و سى و چهار آغاز شد و ابو يزيد بمحاصره مهديه ادامه داده بود .
در ماه محرم آغاز همان سال مردى در افريقا قيام و مردم را دعوت كرد بسيارى از مردم به او گرويدند . او ادعا مىكرد از بنى العباس خلفاء بغداد است .
پرچمهاى سياه ( شعار عباسيان ) همراه داشت . بعضى از ياران ابو يزيد بر او پيروز شدند و او را گرفتند و نزد ابو يزيد روانه كردند . او هم آن عباسى را كشت . پس از آن گروهى از اتباع او گريختند و بمهديه پناه بردند سبب گريختن آنها اين بود كه با بعضى از ياران او دشمنى داشتند و آنها نزد ابو يزيد بدشمنى آنان سعايت كردند از ابو يزيد ترسيدند و بياران قائم پيوستند و در ميدان جنگ با سپاه ابو يزيد نبرد كردند و پيروز شدند به اين سبب اتباع ابى يزيد پراكنده شدند . كسى جز قبايل « هواره » و « اوراس » و « بنى كملان » با او نماند و او به آنها اعتماد داشت
.
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 147
مساهمون: ابن الأثير
ص١٤٧