زوبين را بكمر او فروبردند و او مجروح شد و گريخت و پنهان گرديد . پس از آن ميان ديلميان اختلاف رخ داد و پراكنده شدند . آن سالار هم پنهان شد ولى او را دستگير و تبعيد كردند . ابو القاسم دانست كه يانس توطئه چيده بود دستور داد زخم او را معالجه كنند چون علاج يافت پس از چهل و چند روز او را مصادره كرد و صد هزار دينار از او گرفت و بعد او را كشت و كار ابو القاسم بالا گرفت تا آنكه فرمان يافت كه بعد بشرح آن خواهيم پرداخت .
بيان مكاتبه متقى با توزون براى مراجعت
در آن سال متقى « بتوزون » نامه نوشت و مراجعت بغداد را درخواست نمود .
سبب اين بود كه ديد بنى حمدان از اقامت او بستوه آمده و رفتنش را بر بقا ترجيح ميدادند ناگزير با توزون مكاتبه و بازگشت را تقاضا نموده حسن بن هارون و ابو عبد اللّه بن ابى موسى هاشمى را نزد او فرستاد كه در كار صلح مذاكره كنند .
توزون و ابن شيرزاد آنها را با نهايت ميل و رغبت به صلح پذيرفتند و آنها توزون را قسم دادند كه نسبت بمتقى وفادار باشد و بسيارى از قضات و فقهاء و مردم محترم و عباسيان و علويان و اصناف و بزرگان و اعيان را براى گواهى سوگند حاضر نمودند توزون در حضور آنها براى وفادارى نسبت بمتقى سوگند ياد كرد و همه به خط خود در سوگند نامه گواهى دادند . كار متقى هم در حوادث سال سيصد و سى و سه شرح داده خواهد شد
.