تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 130

مساهمون:

ص١٣٠

بيان غلبه روس بر شهر بردعه و گرفتن آن

در آن سال طائفه‌اى از روس از دريا بآذربايجان رفته و از رود كر كه يك نهر عظيم بود با كشتى به شهر بردعه رسيدند . در آنجا نايب مرزبان در بردعه با گروهى از ديلميان بجنگ روس كمر بست . عده داوطلب هم همراه او آماده شدند كه بيش از پنج هزار تن بودند . چون مقابله به عمل آمد بيش از يك ساعت نشد كه مسلمانان تاب نياورده منهزم شدند . از آنها بسيارى كشته شدند و ديلميان همه تا آخرين سپاهى بقتل رسيدند . هر كه مركبى داشت از شهر گريخت و روسيان شهر را فتح كردند و منادى به همه امان داد و رفتار آنها بسيار نكو بود . لشكرهاى اسلام از هر طرف بدان شهر هجوم بردند و روسيان با آنها جنگ نمودند و هيچ يك از لشكريان اسلام پايدارى نمىكرد . عموم اهالى شهر هم از شهر خارج مىشدند و سپاهيان روس را سنگسار ميكردند و فرياد ميزدند . روسيان هم آنها را نهى و منع مىنمودند ولى اوباش خوددارى نمىكردند و چون آن حال دوام يافت منادى روس ندا داد كه اهالى شهر بايد از شهر خارج شوند و تا سه روز مهلت دارند . هر كه چهارپا داشت كه مىتوانست بگريزد شهر را بدرود گفت و هر كه فاقد وسيله بود پس از انقضاء مدت ماند . روس‌ها هم شمشير را به كار بردند و بسيارى از آنها را از دم شمشير گذراندند . يك مرد مسلح درباره بقيه وساطت كرد كه هر يكى از مسلمين ده درهم بدهد و زنده بماند ولى جز اشخاص دانا و خردمند هيچيك از مسلمين اين شرط را قبول نكرد چون روس‌ها ديدند كه چيزى از آنها عايد و حاصل نميشود همه را تا آخرين كس كشتند و كسى نجات نيافت جز گريختگان . روسها هم اموال آنان را ربودند و هر زنى را كه پسنديدند اسير كردند و بردند .