و خود در آب مسلط شود .
توزون بر تصميم او آگاه شد . عدهء از اتباع خود را فرستاد از رود « ديالى » گذشتند و كمين شدند . چون معز الدوله در قسمت بالا پيش رفت و بار و بنه هم بدنبال او نقل شد كمين از محل اختفاء خود جنبيد و بر سپاه ديلم حمله كرد .
سپاه در حال حركت بود آراسته و آماده جنگ نبود . غوغا و هياهو بر پا شد و توزون صداى غوغا را شنيد شتاب كرد و اتباع او شنا كنان از رود گذشتند و بسپاه فرزند بويه آسيب رسانيدند و عدهء را كشتند و گروهى را اسير كردند تا خسته شدند و ابن بويه تن بفرار داد خود و وزير او صيمرى بشوش بازگشتند و آن در چهارم ذى الحجه بود . هر كه از ديلميان نجات يافت و سالم ماند به او ملحق شد .
در آن جنگ چهارده سالار ديلمى اسير شدند يكى از آنها فرزند داعى علوى بود . بسيارى از ديلميان از توزون امان خواستند و تسليم شدند . پس از آن توزون دوباره مبتلا به مرض صرع شد و بيمارى او عود كرد كه بعلاج خود مشغول و از تعقيب معز الدوله منصرف شد و راه بغداد را گرفت و رسيد .
بيان قتل ابو يوسف بريدى
در آن سال ابو عبد اللّه بريدى برادر خود ابو يوسف را كشت .
سبب اين بود كه آنچه مال داشت در جنگ بنى حمدان خرج شده بود كه در آن زمان تا واسط رسيده و در آنجا اقامت كرده بودند . همچنين در جنگ توزون بقيه مال را صرف كرد . چون سپاهيان او ديدند دارائى او اندك شده ببرادرش ابو يوسف گرويدند زيرا او مال بسيار داشت و توانگر بود .
ابو عبد اللّه از برادرش ابو يوسف پياپى وام گرفت او اندك ميداد و سرزنش ميكرد كه مال خود را بيهوده بباد داده و سوء تدبير و جنون و تهور او را يادآورى مىكرد پس از آن بر ابو عبد اللّه ثابت شد كه ابو يوسف قصد بازداشت او را دارد كه خود