تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 132

مساهمون:

ص١٣٢
اسراء زن و مرد را هم با خود بردند و اموال را انباشتند ، مرزبان آنها را محاصره كرد و بردبارى و پايدارى نمود ناگاه به او خبر رسيد كه ابو عبد اللّه حسين بن حمدان سوى آذربايجان لشكر كشيد و بسلماس رسيد پسر عم او ناصر الدوله او را روانه كرده بود كه آذربايجان را بگيرد عدهء براى محاصرهء روسها گذشت و خود براى جنگ با ابن حمدان لشكر كشيد در آن هنگام برف باريد و سپاه ابن حمدان پراكنده شد نامه هم از ناصر الدوله رسيد مشعر بر مرگ توزون بود و خود ناصر الدوله قصد رفتن ببغداد را داشت به او دستور داد كه از آذربايجان باز گردد . او هم برگشت . اما اتباع مرزبان محاصره روسيان را ادامه دادند ولى مرض و با در آنها شدت يافت . آنها هر مردى كه مىمرد سلاح او را با جسد به خاك مىسپردند . پس از رفتن آنها مردم نبش قبر كردند و سلاح بسيارى بدست آوردند . پس از آن روسها شبانه از قلعه رفتند و هر چه خواستند و توانستند مال و غيره بر چهارپايان حمل كردند و بردند و سوى « كر » رفتند و از آنجا سوار كشتىهاى خود شدند . اتباع مرزبان هم از دنبال كردن آنان و گرفتن اموال غارت شده عاجز و ناتوان بودند آنها را به حال خود آزاد گذاشتند و خداوند بلاد را از وجود آنان پاك نمود .