تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 128

مساهمون:

ص١٢٨
به خانه ابو يوسف مقتول نقل مكان كرد و هر چه در آنجا بود بدست آورد از جمله آن گوهر گرانبها . مال بسيارى هم به او نرسيد زيرا برادرش قبل از آن مال را خرج كرده بود . هم مال رفت و هم جان برادر .

بيان وفات ابو عبد اللّه بريدى

در ماه شوال همان سال ابو عبد اللّه بريدى هشت ماه پس از كشتن برادرش با تب سخت كه هفت روز طول كشيد درگذشت . برادرش ابو الحسين بعد از او در كارها مستقل و مستقر گرديد . نسبت بسپاه بدرفتارى كرد و لشكريان بر او شوريدند و خواستند او را بكشند و ابو القاسم بن عبد اللّه برادرزاده‌اش را بجاى او برقرار كنند او از بيم آنها گريخت و به شهر هجر نزد قرمطيان رفت و پناهنده آنها شد و از آنها يارى خواست آنها هم دو برادر ابو طاهر قرمطى را با لشكر به يارى او به شهر بصره فرستادند ولى ابو القاسم شهر را خود نگهدارى و حراست كرده بود او را مدتى محاصره كردند و بستوه آمدند ناگزير به صلح توسل نموده ميان عم و برادرزاده آشتى دادند و بازگشتند . ابو الحسين وارد شهر بصره شد از آنجا بسيج و بغداد را قصد كرد و بر « توزون » وارد شد . پس از رفتن او « يانس » غلام ابو عبد اللّه برياست طمع كرد و با يكى از سالاران ديلم ( در تجارب الامم نامش روستا باش آمده ) توطئه‌چيد كه بر ابو القاسم بريدى بشورند و هر دو متفقا رياست را بر عهده بگيرند و ابو القاسم را از ميان بردارند . ديلميان گرد آن سالار تجمع نمود . ابو القاسم هم ندانسته خود يانس را نزد آنها فرستاد و چون يانس ( كه توطئه چيده بود ) نزد ديلميان رفت و به آنها دستور داد كه توقف كنند . سالار ديلمى طمع كرد كه خود منفردا رياست كند فرمان داد كه او را با زوجين ( غلط است و صحيح آن زوبين است كه در تجارب الامم هم آمده ) او را بزنند .