تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 97

مساهمون:

ص٩٧

بيان سبب پيوستگى عبيد اللّه مهدى بابى عبد اللّه شيعى و رفتن او به محل سلجماسة

چون عبد اللّه بن ميمون قداح درگذشت فرزندان او ادعا كردند كه آنها از نسل عقيل بن ابى طالب هستند ولى اين نسب را مكتوم ميكردند و خود هم مخفى ميشدند . يكى از فرزندان او ( ميمون قداح ) كه شاخص و مشهور بود احمد بود درگذشت و فرزندش محمد جانشين او شد او كسى بود كه داعيان با وى مكاتبه ميكردند ( و از او دستور ميگرفتند ) محمد هم درگذشت و احمد فرزندش باتفاق برادرش حسين جانشين پدر شدند و حسين به محل « سلميه » از بلاد حمص رفت كه در آنجا مال ذخيره داشت و ميراث جد او عبد اللّه قداح و نمايندگان و غلامان او در آنجا بودند . در بغداد هم از فرزندان و بازماندگان قداح « ابو الشلغلغ » ماند حسين ادعا ميكرد كه وصى و جانشين پدر خود و صاحب دعوت او است و داعيان يمن و مغرب با او مكاتبه ميكردند و از او دستور ميگرفتند . بر حسب اتفاق در محضر او حديثى از وصف زنان جارى شد زن يك مرد آهنگر يهودى بميان آمد كه شوى او مرده و او در نهايت زيبائى بوده او با آن زن ازدواج كرد و او از شوهر آهنگر فرزندى بسيار زيبا داشت كه مانند مادرش بود . آن زن و آن فرزند را دوست داشت و او را علم و ادب آموخت و آن فرزند داراى همت بلند و عظمت بىمانند شد . بعضى از داعيان دانشمند ميگفتند : امامى كه در « سلميه » بود كه حسين باشد درگذشت و فرزندى نداشت كار امامت و دعوت و تبليغ را به فرزند يهود مذكور سپرد . اسرار دعوت را هم به او آموخت . و آن يهودى فرزند آهنگر همان عبيد اللّه است . او رموز دعوت و محل داعيان و علامت و نشان را از شوهر مادر گرفت و وارث اموال او شد و ( حسين بن ميمون قداح ) بداعيان و نمايندگان در همه جا دستور داد كه او جانشين و امام و وصى مىباشد و نيز دختر عم خود « ابو الشغلغ » را بزنى به او داد . اين قول ابو القاسم ابيض علوى و ديگران