تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 96

مساهمون:

ص٩٦
و بسيارى از اتباع وى كشته شدند احول ( فرمانده ) او را دنبال كرد در آن هنگام برف نازل شد و ميان طرفين حايل گرديد . ابو عبد اللّه بكوه « انكجان » پناه برد . احول به شهر « ناصرون » رسيد و آن را آتش زد . شهر « ميله » را هم آتش زد ولى كسى در آن شهر نمانده بود ابو عبد اللّه در « انكجان » محلى براى مهاجرت ساخت ( دار الهجرة ) و احول هم پس از پيروزى بافريقا بازگشت ابو عبد اللّه پس از برگشتن سپاه بازگشت و هر چه از سپاه بازمانده بود بغنيمت برد ناگاه خبر مرگ ابراهيم رسيد او خرسند و اميدوار شد . احول در زمان برادرش ابو العباس سپاه عظيمى گرد آورد . خبر قتل ابو العباس و فرزندانش هم رسيد و بر خرسندى و شادى ابو عبد اللّه افزوده شد . زيادة اللّه هم كه امير شده بود سرگرم عيش و نوش و نشاط و بازى گرديد . احول هم سپاهى را كه جمع كرده بود بجنگ ابو عبد اللّه كشيد ولى شكست خورد و گريخت احول با عدهء كمى پايدارى كرد و مانع پيشرفت ابو عبد اللّه گرديد . چون ابو مضر زيادة اللّه بر راس كار قرار گرفت احول را نزد خود خواند و كشت چنان كه شرح آن گذشت او احول و چپ چشم و لوچ نبود بلكه گاهى چشم خود را مىبست يا كج نگاه ميكرد بدين سبب او را احول لقب دادند چون او كشته شد لشكرهاى ابو عبد اللّه در سراسر كشور قدرت يافتند و ابو عبد اللّه مىگفت و وعده ميداد كه مهدى ظهور مىكند و در همين زمان قيام خواهد كرد و مالك سراسر زمين خواهد شد خوشا به حال كسى كه نزد من آيد و امر مرا اطاعت كند او اين تبليغ را ميكرد و مردم را ضد ابو مضر تحريك ميكرد و ننگهاى او را ميشمرد . تمام وزراء زيادة اللّه ( ابو مضر ) شيعه و از پيروزى ابو عبد اللّه خشنود بودند و در پيشرفت كار او براى خود زيانى نميديدند خصوصا بعد از اينكه ابو عبد اللّه كرامات مهدى را بيان كرد كه از جمله زنده كردن مرده و برگردانيدن آفتاب از مغرب بمشرق و تملك سراسر زمين . ابو عبد اللّه هم به آنها پيغام ميداد و ميفريفت و اميدوار ميكرد .