و آمادگى دارد و ما بهتر و بيشتر قدر ترا مىدانيم و براى تو اجر و نفع بيشتر خواهد بود ( ثواب ) . آنها به او اصرار و التماس كردند تا آنكه قبول كرد كه همراه آنها برود آن هم پس از تكرار و اصرار و خواهش بسيار چون نزديك بلاد خود رسيدند بزرگان شيعه بملاقات آنها رفتند و آنها خبر وجود چنين شخصى را دادند و رجال و اعيان شيعه از او خواستند كه نزد آنها اقامت كند و آن كار با قرعه انجام گرفت كه نزد چه كسى مهمان باشد . آنها ( حجاج كتامه ) بسرزمين خود كه كتامه باشد رسيدند و آن در ماه ربيع الاول سنه دويست و هشتاد بود . قومى از آنها درخواست كردند كه ابو عبد اللّه نزد آنها اقامت كند و آنها تا دم مرگ از او دفاع كنند . او از آنها پرسيد « فج اخيار » ( دره نيكان ) كجاست ؟ آنها از اطلاع او بر آن محل و حال آنكه آنها به او نگفته بودند تعجب كردند به او گفتند : در كوى بنى سليمان است . گفت : ما آنجا را قصد مىكنيم و بعد نزد هر قومى در محل خود آنها خواهيم رفت و آنها را در كوى خود ملاقات خواهيم نمود آنها همه راضى شدند .
او سوى كوهى بنام « انگجان » رفت كه در آنجا « فج اخيار » بود . گفت : اينجا كوى نيكان است و بسبب وجود شما به اين نام خوانده مىشود در اخبار و آثار چنين آمده كه مهدى به اين كوى مهاجرت خواهد كرد و نيكان او را يارى خواهند نمود . او از وطن دور خواهد شد و نيكان بنصرت او كمر خواهند بست . آن قوم و نام آنها مشتق از كتمان است ( مقصود كتامه ) . با قيام و خروج شما از اين محل ( دره ) اين محل دره نيكان ناميده مىشود . قبايل آن خبر را شنيدند ( و آماده شدند ) و او شروع بشيد و مكر و كيد و نيرنگ و خدعه نمود . بربريان از هر جاى دور و نزديك نزد او رفتند و كار او بالا گرفت . اهالى كتامه هم براى گرويدن به او بجنگ و ستيز برخاستند و او بارها از خطر قتل و ترور جست و با آن حال نام مهدى را نميگفت . علماء و دانشمندان جمع شدند كه با او مناظره كنند و خواستند او را بكشند ولى اهالى كتامه نگذاشتند كه با او مناظره و مباحثه كنند . شهرت او نزد آنها ابو عبد اللّه مشرقى بود . خبر قيام او بابراهيم - بن احمد بن اغلب امير افريقا رسيد . از عامل خود در شهر « ميله » تحقيق كرد . او خبر
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 94
مساهمون: ابن الأثير
ص٩٤