و انتظار خروج و قيام مهدى دعوت كنند كه مهدى در همان زمان در يمن قيام و ظهور خواهد كرد . حسين و نجار سوى يمن رهسپار شدند و در عدن نزديك قومى از شيعيان كه كه بنى موسى خوانده مىشدند فرود آمدند و بعنوان بازرگان كالاى خود را افروختند بنى موسى نزد حسين بن على رفتند و گفتند : بچه مقصودى به اين ديار آمدى ؟
گفت : براى تجارت . آنها گفتند : ما مىدانيم كه تو براى دعوت مهدى آمدى و خود تو رسول و نماينده مهدى هستى ما بر راز تو آگاه شديم و ما بنى موسى هستيم و شايد تو شنيده باشى كه ما همه شيعه هستيم . از ما مينديش كه ما برادران تو هستيم .
او بسيار خرسند شد و دعوت خود را اظهار كرد و به آنها نيرو و اميد داد و ظهور مهدى را نزديك دانست و به آنها دستور داد كه بر اسب و سلاح خود بيفزايند و آماده باشند و گفت اين وقت زمان ظهور مهديست و از ميان آنها ظاهر خواهد شد .
خبر تبليغ و تأثير دعوت او ( حسين بن على ) بعراق رسيد عراقيان ( شيعيان عراق ) سوى او رفتند عدهء او فزون گرديد و نيرومند شدند بر همسايگان حمله كردند و اسير و مال گرفتند و ماليات را استيفا نمودند . براى فرزندان عبد اللّه قداح كه در كوفه بودند هدايا و مال بسيار فرستاد . آنها ( فرزندان عبد اللّه قداح ) دو نماينده به مغرب هم فرستاده بودند يكى حلوانى و ديگرى ابو سفيان . به آنها گفته بودند كه سرزمين مغرب باير است شما برويد و شخم كنيد تا صاحب زرع برسد و بكارد . هر دو رفتند يكى از آن دو در سرزمين كتامه در محلى بنام « مرمجنه » اقامت كرد و ديگرى در « سوق حمار » مردم آن دو محل به آن دو ( داعى و مبلغ ) متمايل شدند براى آنها هدايا و مال بردند و آنها چندين سال بدان حال اقامت گزيدند و بعد مردند كه مرگ هر دو نزديك به يكديگر بود .
بيان فرستادن عبد اللّه شيعى به مغرب
ابو عبد اللّه حسين بن احمد بن محمد بن زكرياى شيعى از اهالى صنعا بود .
او نزد حوشب نجار بعدن رفت و يكى از ياران او بشمار آمد او دانا و دانشمند و داراى