به راه افتاد و وصيف بن صوار تكين و ديگران را گرفت و كشت . قاضى ابو عمرو على بن عيسى و قاضى محمد بن خلف وكيع را گرفت و بعد رها كرد . قاضى مثنى بن يعقوب را گرفت و كشت زيرا او با ابن معتز بيعت كرده و گفته بود من هرگز با كودك بيعت نمىكنم او را سربريدند . مقتدر ابو الحسن بن فرات را كه پنهان شده بود احضار كرد و زمام وزارت را به او سپرد و خلعت داد . در آن واقعه كارهاى شگفت آور بسيار بود . يكى از آنها تمام مردم بر خلع مقتدر و بيعت ابن معتز متفق شده بودند كه انجام نگرفت بلكه به عكس و بر رغم آنها واقع شد كه كار خداوند شدنى بود . يكى ديگر اين است كه ابن حمدان ( حسين ) با افراط او در تشيع و محبت على و آل على براى بيعت ابن معتز كه از على منحرف بود و در دشمنى او افراط كند و خود ناصبى و سخت مخالف و بدخواه بشمار مىآمد مىكوشيد و او را بخلافت منصوب مىكرد و مانند آنها .
غلام ابن جصاص كه سوسن نام داشت بصافى حرمى خبر داد كه ابن معتز پناهنده خواجه اوست و گروهى هم با او پناهنده شدهاند . بر خانه ابن جصاص هجوم بردند و ابن معتز را گرفتند و تا شب باز داشتند بعد اسفل اعضاء او را فشار دادند و كشتند و در يك زلى ( ذيلو - زيلو ) پيچيدند و بخانوادهاش دادند . از ابن جصاص هم مال بسيار با مصادره و اصرار گرفته شد .
محمد بن داود وزير ابن معتز را كه پنهان شده بود گرفتند و كشتند على - ابن عيسى را هم بواسط تبعيد كردند . او از وزير ابن فرات درخواست كرد كه به او اجازه دهد به مكه برود به او اجازه داد و از طريق بصره به مكه رفت و در آنجا اقامت گزيد .
از ابو عمرو قاضى صد هزار دينار بمصادره و اجبار گرفتند .
سپاهيان از بغداد به قصد حسين بن حمدان رفتند و از موصل و بند گذشتند و نتوانستند او را بگيرند ناگزير باز گشتند . وزير ببرادرش ( برادر حسين ) كه ابو الهيجاء بن حمدان باشد و در آن هنگام امير موصل بود نامه نوشت كه او
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 81
مساهمون: ابن الأثير
ص٨١