تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 83

مساهمون:

ص٨٣
وزير داراى املاك بسيار است و سوء استفاده كرده . ديه‌ها و مزارع و اموال و مستغلات او را معين كرده و مفصلا شرح داده بود و نامه را آماده كرد كه بمقتدر برساند ولى ممكن نشد كه بخليفه برسد و آن را بدهد در آستين خود نگاه داشته بود كه از آستين او افتاد و يكى از منشيان آن را برداشت و بر مضمون آن آگاه شد آن را بوزير داد چون وزير بر آن واقف شد سليمان را گرفت و بواسط تبعيد كرد و اموال او را مصادره نمود پس از آن از او عفو كرد و به او نوشت : خداوند ترا گرامى بدارد من در حق تو تفكر و مطالعه كردم ديدم كه حق و احترام تو نسبت بگناهى كه مرتكب شدى بيشتر است . گذشته را هم به ياد آوردم و ديدم كه مهر تو فزونتر بوده بدين سبب از كار خود نسبت به تو باز ماندم و صحبت ديرين ترا باز مغتنم شمردم براى اين است كه سوى تو برگشتم و دوستى ترا بهتر دانستم زيرا گذشته‌ها دلنواز - تر بوده كه بايد تجديد شود . پس از آن ده هزار درهم هم به او داد و از او عفو كرد و گرامى داشت و مقام ارجمندش بخشيد .

بيان ايالت ابو مضر در افريقا و فرار او سوى شهر عراق و شرح حال و عاقبت كار او

در آن سال و در آغاز ماه رمضان ابو مضر زيادة اللّه بن ابى العباس بن عبد اللّه پس از اينكه پدرش كشته شد بايالت و امارت افريقا رسيد . او سرگرم عيش و نوش و كسب لذت و اشباع شهوت گرديد . براى خود نديمان و مسخره كنان و بازيگران برگزيد و كار مملكت و اصلاح حال رعيت را ترك نمود . او روزى كه بامارت نشست نامه از قول پدر خود جعل كرد و بعم خود كه احول باشد فرستاد و او را با خدعه و فريب نزد خود خواند و او از قتل برادرش ابو العباس خبر نداشت همين كه رسيد او را گرفت و كشت و هر كه را خواست و توانست كشت چه از برادران و چه از اعمام و ساير خويشان در آن هنگام كار ابو عبد اللّه شيعى
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 83 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت