تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 46

مساهمون:

ص٤٦
نعش وى را ميان كشتگان يافتند سرش را بريدند و نزد فرزند بانو در قطيف بردند كه او قطيف را گشوده بود . ( توضيح آنكه قرمطى خالدار كه ابو شامه بمعنى خال معروف بود ادعا مىكرد از نسل اسماعيل بن جعفر الصادق بوده و از موجدين مذهب اسماعيل و خود صاحب الزمان و قائم و حجت و امام عصر است و قرمطيان همين عقيده را نسبت به او داشتند و او در فرمان و دستور خود بالقاب مذكوره تصريح كرده و بحث در اين موضوع مفصل است كه خارج از عهده ماست ) .

بيان گرفتارى محمد بن هارون

در آن سال محمد بن ابراهيم اسير شد سبب اين بود كه مكتفى براى اسماعيل بن احمد سامانى فرمان ايالت رى را فرستاد كه هارون در آنجا بود . محمد رى را ترك كرد و راه قزوين را گرفت و از آنجا بزنجان رفت و باز بطبرستان برگشت . اسماعيل بن احمد « بارس » كبير را امير گرگان نمود و از او خواست كه محمد بن هارون را دستگير كند . بهر حال او را نزد امير ( اسماعيل ) ببرد چه با صلح و چه با جنگ گرفتارش كند و با غلبه او را حاضر نمايد . « بارس » با محمد مكاتبه و تعهد كرد كه كار او را نزد امير ( سامانى ) اصلاح كند محمد هم پذيرفت از « جستان » ديلمى بريد و جدا شد و راه بخارا را گرفت چون بمرو رسيد او را بند كردند و آن در ماه شعبان سنه دويست و نود بود . پس از آن او را سوى بخارا فرستادند او را سوار شتر كردند و در شهر بزندان سپردند كه پس از دو ماه در زندان مرد . شرح حال او اين بود كه در آغاز كار خياط بود كه اوباش و مفسدين را گرد خود جمع نمود و براهزنى مشغول شد كه طريق سرخس را مىبريد . پس از آن رافع بن هرثمه امان گرفت و به او پيوست تا آنكه عمرو بن ليث صفار منهزم شد او باسماعيل بن احمد سامانى امير ما وراء النهر ملحق شد . اسماعيل هم او را براى جنگ محمد بن زيد فرستاد چنان كه پيش از اين نوشتم خوافى شاعر او را در شعر خود ياد
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 46 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت