در آن سال با طاهر بن محمد بن عمرو بن ليث قراردادى منعقد شد كه ايالت فارس بمقاطعه به او واگذار شود . مكتفى هم پرچم آن ايالت را براى او برافراشت كه مال را بپايتخت حمل كند .
در آن سال و در ماه جمادى الاولى ابو سعيد خوارزمى فرمانده و سالار كه با امان پناهندهء خليفهء شده بود از طريق موصول گريخت . بعبد اللّه معروف بغلام نون كه مقيم تكريت بود نامه نوشت و ملاقات خواست چون يك ديگر را ملاقات كردند ابو سعيد او را فريب داد و كشت .
پس از آن سوى شهر زور رفت و در آنجا با ابن ربيع كردى متحد شد كه بر خليفه تمرد كنند و داماد او هم شد .
در آن سال مكتفى خواست در شهر سامراء بنا برپا كند باتفاق صنعتگران سوى آن ديار رهسپار شد مخارج بنيان را برآورد كردند و با خود حمل نمود كه مال بسيار گران و فزون بود . مدت بنا و تعمير را طول دادند و اقامت او هم به طول كشيد وزير او را از ادامه كار منصرف كرد و ببغداد بازگشت .
فضل بن عبد الملك بن عبد الواحد بن عبد اللّه بن عبيد اللّه بن عباس بن محمد بن على بن عبد اللّه بن عباس امير الحاج شد .
محمد بن على بن علوية بن عبد اللّه فقيه شافعى گرگانى درگذشت . او از على مزنى يار شافعى فقه را آموخته بود .
عبد اللّه بن احمد بن حنبل در جمادى الاخره درگذشت ، او در سنه دويست و سيزده متولد شده بود .
سنه دويست و نود و يك
بيان وقايع قرمطيان و قتل خالدار
پيش از اين نوشته بوديم كه مكتفى سوى « رقه » رفت و لشكرها را براى سركوبى خالدار ( صاحب الشامه ) فرستاد و كار سپاه را بمحمد بن سليمان واگذار