تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 35

مساهمون:

ص٣٥

بيان قتل عمرو بن ليث صفار

در همان روزى كه مكتفى وارد بغداد شد عمرو بن ليث صفار كشته و روز بعد به خاك سپرده شد . معتضد پس از اينكه زبانش از شدت مرض بسته شد صافى خرمى را نزد خود خواند و با اشاره و كشيدن انگشت خود بر گردن دستور داد كه عمرو بن ليث را بكشد و نيز دست بر چشم خود نهاد علامت اعور ( واحد العين ) كه عمرو باشد زيرا عمرو از يك چشم كور بود صافى ( كه ايرانى بود ) اكراه داشت كه عمرو ( ايرانى ) را بكشد و مىدانست كه مرگ معتضد نزديك شده . چون مكتفى وارد بغداد شد از وزير حال عمرو را پرسيد و او گفت زنده است او بسيار خرسند شد زيرا عمرو - هنگامى كه در شهر رى بود براى مكتفى هديه بسيار مىفرستاد و مكتفى مىخواست نسبت به او احسان كند و چون وزير دانست كه او قصد نيكى دارد فرستاد عمرو را كشتند . ( وزير قاسم بن عبد اللّه بود ) .

بيان غلبه محمد بن هارون بر شهر رى

در آن سال اهالى رى با محمد بن هارون كه با محمد زيد علوى جنگ كرد و بر طبرستان غلبه كرده و آن را بنام اسماعيل بن احمد گرفته بود مكاتبه كردند كه شهر را به او بسپارند در آن هنگام محمد بن هارون از متابعت و طاعت اسماعيل ( سامانى ) شانه تهى كرده بود . اهالى شهر رى از او ( محمد بن هارون ) در خواست كردند كه لشكر بكشد و شهر را بگيرد . علت اين بود كه والى آنها بد رفتار بوده . محمد آنها را قصد كرد و والى كه دتمش ( در طبرى كرتمش ترك ) بود با او جنگ كرد و محمد بن هارون او و دو فرزندش را كشت همچنين برادر كيغلغ كه از سالاران خليفه بود . محمد وارد شهر شد و زمام را در دست گرفت و آن در ماه رجب بود .