تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 185

مساهمون:

ص١٨٥
بدست آورد . در آن سال ملخ در عراق بسيار آسيب و زيان رسانيد . كشت و درخت را خورد و بلاى عظيمى بود . در آن سال بنى بن نفيس ( بنى بتصغير ابن ) امير جنگ اصفهان شد . بدر معتضدى در فارس وفات يافت كه در آن ديار امير بود . فرزندش محمد جانشين او شد . ابو محمد احمد بن محمد بن حسين جريرى صوفى كه از پيران و رهبران صوفيان بشمار مىآمد درگذشت . جريرى بضم جيم است . ابو اسحاق ابراهيم بن سرى نحوى زجاج ( شيشه گر ) صاحب كتاب معانى القران وفات يافت .

سنهء سيصد و دوازده

بيان يك واقعهء عجيب

در آن سال در كاخ و محل سكناى مقتدر ( خليفه ) يك مرد عجمى ظاهر شد كه داراى لباس خوب بود ولى زير جامه تن پوش پشمينه داشت . آتش زنه و كبريت و قلم و دوات و كاغذ و قلم تراش با يك كيسه سويق ( آرد و شكر ) و شكر و يك طناب همراه او بود و مخفى شده بود و چون تشنه شد براى بدست آوردن آب از خفاگاه خود خارج كه گرفتار شد . او را نزد ابن فرات بردند از او بازپرسى و بازجوئى شد او گفت من چيزى نخواهم گفت مگر نزد خداى خانه ( مقتدر خليفه ) . نسبت به او مدارا و مهربانى كردند ولى از گفتن راز خويش خوددارى كرد . او را زدند كه او اقرار كند . گفت : بسم اللّه اين آغاز آزار و ستم است و اين جمله را تكرار كرد . بعد از آن به فارسى گفت : « ندانم » ( عين عبارت كه به عربى نقل شده ) يعنى لا ادرى « ترجمه عربى آن » او را كشتند
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 185 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت