تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 183

مساهمون:

ص١٨٣
پذيرفت و مونس را روانه كرد . مونس تازه از جنگ و غزاى روم بازگشته بود از مقتدر درخواست كرد كه چند روزى براى روزه ماه رمضان بماند و بعد برود از او قبول كرد و روزى كه خارج شد باران سخت نازل شد . علت اين بود كه مونس چون تازه رسيده بود براى مقتدر شرح داد كه ابن فرات چگونه از رجال اموال را بمصادره و زور گرفته و فرزندش محسن چگونه مردم را آزار ميدهد و مالشان را ميربايد و مظالم پدر و پسر را بيان كرد . ابن فرات از بودن او ترسيد و مقتدر را باخراج او تشويق نمود . پس از نوبت نصر حاجب رسيد . ابن فرات مقتدر را بربودن اموال او وادار كرد . نصر بمادر مقتدر پناه برد و او نصر را از آزار ابن فرات مصون داشت .

بيان وقايع قرمطى

در آن سال ابو طاهر سليمان بن ابو سعيد هجرى ( اهل هجر كه پدرش اهل گناوه معروف بجنابى بود ) شبانه بر بصره هجوم برد . عدهء او هزار و هفتصد مرد بود كه نردبانهاى موئى ( بافته از مو ) همراه داشتند و بوسيله نردبانها بر ديوار و حصار بالا رفته دروازه را گشودند و نگهبانان را كشتند و شهر را گشودند . اين واقعه در ماه ربيع الاخر رخ داد . امير بصره سبك مفلحى بود كه غافلگير شد و پنداشت كه آنها اعراب باديه‌نشين هستند گمان نميبرد كه قرمطى باشند او براى اخراج آنها سوار شد و تا رسيد او را كشتند . تيغ را به كار بردند و بسيار كشتند و مردم همه گريختند و بصحرا رفتند . قرمطيان مدت ده روز در آن سامان ماندند عدهء بسيارى هلاك شدند و مردم از بيم قتل خود را در آب ميانداختند و دچار غرق مىشدند . پس از آن مدت هفده روز ماند كه مال و زن و بچه مردم را حمل كرد و برد . هر چه توانستند مال و كالا و زن زيبا و پسر بچه بردند و رفتند .