تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 182

مساهمون:

ص١٨٢
اتباع محسن به من تخم مرغ پخته زهر آگين داده‌اند و من از اين سم خواهم مرد محمد ( بزوفرى ) در اين كار دست ندارد ولى بعضى از اموال مرار بوده كه چيزهاى نفيس را در بالش‌ها نهان ميكرد و بالشها را براى فروش ببازار مىفرستاد و مأمورين خود را ميگماشت كه آنها را به قيمت كم بخرند بعد خود مالك ميشد و آنچه نهان و تعبيه كرده بود خارج ميكرد و مىربود او از اين راه داراى سه هزار دينار شد چون حامد قاضى و گواهان را حاضر كرد و قصهء خود را گفت وقايع نگار در آنجا حاضر بود خبر واقعه را گزارش داد « بزوفرى » هم از آنچه كرده بود پشيمان شد حامد هم در ماه رمضان سال جارى هلاك شد . على بن عيسى را هم ملزم كردند كه سيصد هزار دينار بپردازد محسن بن فرات ( فرزند وزير ) او را گرفت و شكنجه و عذاب داد و بر سرش زد ولى على بن عيسى چيزى نداد . وزير آگاه شد و بر فرزندش انكار كرد زيرا على بن عيسى نسبت به او نيكى كرده بود و هنگامى كه او دچار شده بود بمحسن ده هزار درهم داده بود . على بن عيسى مبلغى را كه بعنوان مصادره تعهد كرده بود پرداخت و ابن فرات او را به مكه فرستاد و بامير مكه نوشت كه او را بصنعاء ( يمن ) تبعيد كند . ابن فرات بعد از آن ابن مقله را بازداشت سپس او را آزاد كرد . ابن حوارى را كه بمقتدر اختصاص و تقرب داشت گرفت و به فرزند خود محسن سپرد . محسن هم او را سخت شكنجه و عذاب داد . محسن بىادب و بدرفتار و گستاخ و ستمگر و سنگدل بود . مردم او را پليد فرزند پاك ميناميدند . ابن حوارى را باهواز روانه كردند تا اموال را از او بگيرند . مأمور تبعيد او آنقدر او را زد و آزار داد تا مرد . حسين بن احمد و محمد بن على كه هر دو ماذر آئين بودند و حسين بن احمد امير مصر و شام بود هر دو گرفتار شدند . از هر دو هزار هزار و هفتصد هزار دينار گرفته شد . گروهى از منشيان و كارمندان ديوان هم گرفتار و دچار نكبت و آزار شدند . ابن فرات مقتدر را از وجود مونس خادم تخويف كرد و به او نصيحت داد كه امارت شام را به او بدهد و او را دور كند كه او در شام بماند . مقتدر نصيحت او را