تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 184

مساهمون:

ص١٨٤
مقتدر محمد بن عبد اللّه فارقى را امير بصره نمود و او به محل امارت خود رسيد .

بيان تسلط ابن ابى الساج بر شهر رى

در آن سال يوسف بن ابى الساج از آذربايجان سوى ملك رى لشكر كشيد . احمد بن على برادر صعلوك ( سالوك ) با او مقابله و مقاتله كرد اتباع احمد جا تهى كردند و خود پايدارى كرد تا كشته شد . سر او را بريدند و ببغداد فرستادند . احمد مذكور از برادرش صعلوك جدا شده و بخليفه مقتدر پناه برده كه حكومت رى را به او داد پس از آن تمرد كرد و مطيع ماكان بن بحالى ( كاكى ) شد و بفرزندان حسن بن على اطروش ( علوى ) كه در طبرستان و گرگان بودند پيوست و از مقتدر بريد و عصيان كرد تا آنكه سرش ببغداد رسيد . در آن هنگام ابن فرات ضد نصر حاجب تحريك و ادعا ميكرد كه او احمد بن على را بتمرد و خود سرى وادار كرده بود . قتل احمد بن على در آخر ماه ذى القعده واقع شد . ابن ابى الساج بر شهر رى غلبه كرد به شهر رفت و آن در ماه ذى الحجه همان سال بود . پس از آن در آغاز سال سيصد و سيزده شهر رى را بدرود گفت و بهمدان نقل مكان كرد غلام خود مفلح را بحكومت شهر رى گماشت كه اهالى رى او را اخراج كردند و او نزد خواجه خود رفت و يوسف به شهر رى بازگشت و بر آن شهر مسلط شد و آن در تاريخ سيصد و سيزده بود .

بيان حوادث

در آن سال مونس مظفر ( سابقا خادم ) بلاد روم را براى جنگ و غزا قصد و چندين قلعه را فتح كرد و غنائمى بدست آورد . ثمال ( سردار ) در دريا هم غزا ( غزو ) كرد و هزار سر ( انسان ) برده آورد . از چهار پايان هم هشت هزار راس و دويست هزار گوسفند و سيم و زر بسيار