تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 180

مساهمون:

ص١٨٠
بانجام آن مكلف هستند و بايد از ستم نسبت برعايا بپرهيزند . با چنين وضعى حامد اجازهء رفتن بواسط خواست كه باملاك خود رسيدگى كند به او اجازه داده شد . ميان او و مفلح سياه ( غلام مقتدر ) سخنى تند جارى شد . حامد به او گفت : من تصميم گرفته‌ام كه صد بندهء سياه بخرم و هر صد غلام را مفلح نام بگذارم و آنها را بغلامان خود ببخشم كه بنده بنده من باشند ( مقصود تحقير مفلح كه خود غلام سياه بود ) مفلح كه نزد مقتدر مقرب و مختص او بود كينه حامد را در دل گرفت او باتفاق محسن بن فرات ( فرزند وزير ) نزد خليفه سعى كردند كه حامد را بر كنار كنند و ابن فرات پدر محسن را بوزارت بازگردانند . يك ابلاغ هم از طرف مقتدر صادر شد كه وزير ( ابن فرات ) حامد و على بن عيسى و ابن حوارى و شفيع لؤلؤى و نصر حاجب وام موسى قهرمانه و ماذرئيون را بازداشت نمايد و هفت هزار دينار از آنها باز ستاند . محسن خود آزاد بود ( پدرش بازداشته شده ) كه او ضد اشخاص مذكور تحريك مىكرد . ابن فرات بمقتدر اطلاع داد كه ابن حوارى ساليانه فلان مقدار وجه نقد از بيت المال دريافت مىكند مقتدر آن مبلغ را گزاف دانست و تعجب كرد . در ماه ربيع الاخر على بن عيسى را گرفته و بزيدان قهرمانه سپرده شد او هم او را در يكى از حجره‌هاى كاخ بازداشت نمود كه در آنجا ابن فرات بازداشت شده بود و ابن فرات آزاد و به او خلعت وزارت داده شد بفرزندش محسن هم خلعت پوشانيدند و اين بار سيم وزارت ابن فرات بود . ابو على بن مقله كه در روزگار وزارت حامد حاكم يكى از شهرها بود ضد ابن فرات تحريك مىكرد كه نزد ابن فرات حاضر شد . ابن فرات كسى بود كه ابو على بن مقله را تربيت كرده و مقدم داشته بود چون به او گفتند ابن مقله ضد تو سعى كرده است باور نكرد تا آنكه براى او روشن و ثابت شد كه او چنين كارى كرده و عمل او تكرار شده بود . حامد هم از واسط خارج شد ولى ابن فرات كسانى را فرستاد كه او را دستگير كنند ولى موفق نشدند و او ببغداد بازگشت و پنهان شد بعد از آن با لباس يك