ساقط شد و دم آن دو گز بود .
محمد بن نصر حاجب از موصل لشكر كشيد و بمجاهدين « قاليقلا » براى جنگ و غزاى روم پيوست . اهالى « طرسوس » هم از ناحيه ملطيه ( مالت ) داخل بلاد روم شدند و ظفر يافتند ظفرى بود كه تصور نمىشد پس از آن بازگشتند .
ابو عبد اللّه محمد بن عباس بن محمد بن ابى محمد يزيدى اديب كه علم را از ثعلب و رپاشى آموخته بود درگذشت .
اسحاق بن عبد الملك هاشمى امير الحاج بود .
سنه سيصد و يازده
بيان عزل حامد و وزارت ابن الفرات
در ماه ربيع الثانى مقتدر حامد بن عباس و على بن عيسى را از وزارت و رياست ديوان بر كنار كرد و ابو الحسن بن فرات را خلعت داد و بمقام وزارت بازگردانيد . علت اين بود كه مقتدر از استغاثه و شكايت خدام و كارمندان و فرزندان آنان بستوه آمده بود كه از تاخير حقوق و مواجب خود تظلم مىكردند .
زيرا على بن عيسى هر چند ماه يك بار به آنها مواجب مىداد و اغلب آنها را هم محروم مىكرد يا از روزى آنان مىكاست . از حقوق كارمندان دولت هم سالى دو ماه مىكاست . مردم با او دشمن شدند و بر عداوت و كينه خود افزودند . حامد بن عباس هم از اقامت در بغداد بستوه آمده بود او از مقام وزارت جز شعار سياه و لباس سياه چيزى نداشت زيرا كارها بدست على بن عيسى انجام مىشد . على بن عيسى هم در تعهدات حامد مخالفت و او را اهانت مىكرد . كار هر دو به جائى رسيد كه اگر بايد تعهدى مىشد به امضاء حامد برسد زيرا نوشته شود كه نائب ( قائم مقام و معاون ) وزير آن را امضا نمايد و اگر نه به هيچ نحو اجرا نمىشد و بدين نحو هم باشد ( نوشته شد ) . اين تعهد را نائب وزير تصويب و امضا كرده ماموران و كاركنان و عمال سلطان