تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 74

مساهمون:

ص٧٤
سالار زنگيان هم « محمديه » را قصد و در آنجا اقامت كرد ناگاه اتباع ابن ابى عون ( حاكم ابله ) رسيدند . زنگيان فرياد زدند : سلاح سلاح ( سلاح را بگيريد و جنگ كنيد ) . همه برخاستند و شتاب كردند ميان آنها فتح حجامت گر بود او مشغول تناول طعام بود چون دشمن را ديد ( دستش بسلاح نرسيد ) طبق طعام را برداشت . مردى از شيركشها بنام بلبل بمبارزهء او كمر بست فتح با طبق بر او حمله كرد و بلبل سلاح خود را انداخت و گريخت اتباع او كه عدهء آنها چهار هزار تن بودند تن بفرار دادند بسيارى از آنها كشته شد و بعضى هم از تشنگى مردند و برخى گرفتار شدند اسراء را گردن زد ( صاحب الزنج ) بعد از آن راه قادسيه را گرفت بقادسيه رسيد و بفرمان او زنگيان دست بغارت زدند از آنجا باز به اطراف بصره رفت . يكى از سياهان آگاه شد كه خانه يكى از بنى هاشم پر از اسلحه است و آن در محل « سيب » واقع شده سياهان رفتند و اسلحه را ربودند . نيروى كافى بدست آوردند كه با آن ميتوانستند جنگ كنند . در همان هنگام كه صاحب الزنج در محل « سيب » بود عدهء از اهالى بصره بجنگ او مبادرت كردند او يحيى بن محمد را با عده پانصد مرد فرستاد . مقابله رخ داد و اهالى بصره سلاح خود را ريختند و گريختند . باز با عده ديگرى در محل « قرية اليهود » جنگ كرد و فيروز شد آنگاه اتباع خود را در صحرا نگهداشت . بعد از آن محل « جعفريه » را قصد كرد و شمشير را به كار برد و بيشتر اهالى را كشت . عده از آنها هم اسير شدند آنها را آزاد كرد . با سپاهى عظيم از اهل بصره روبرو شد . فرمانده آن سپاه عقيل نام بود چون جنگ رخ داد سپاه بصره منهزم شد بسيارى از آنها كشته شدند . آن سپاه كشتىهاى بسيار حامل خواربار داشت باد مخالف وزيد و كشتىها را بناحيه زنگيان سوق داد . صاحب الزنج كسانى فرستاد كه محمولات كشتىها را غارت كردند . بعد از آن قريه معروف « مهلب » را غارت كرد و آتش زد و مرتكب مفاسد بسيار شد و مملكت را ويران و دچار بلا كرد . يكى از سالاران ترك بنام ابو هلال با عده چهار هزار جنگجو بنبرد او رسيد