تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 71

مساهمون:

ص٧١
صاحب الزنج بغداد را قصد كرد و باتفاق ياران خود محمد بن سلم و يحيى بن محمد و سليمان بن جامع و مرقس القريعى چون به محل « بطيحه » رسيدند شخصى كه نايب الحكومه محل بود بر احوال او آگاه شد . نام او عمير بن عمار آنها را دستگير كرد و نزد محمد بن ابى عون امير واسط فرستاد ولى او خود و يارانش از دست محمد رها شدند و ببغداد رفتند و مدت يك سال در آن ماندند آنگاه در آنجا نسبى براى خود تراشيد كه خود را محمد بن احمد بن عيسى بن زيد ناميد در آنجا ادعا كرد كه او داراى كرامات شده كه بر نيات و احوال درونى ياران خود آگاه مىباشد و هر كه هر كارى بكند او بر اعمال و افكار وى مطلع خواهد شد . در آنجا عده از مردم را مريد خود نمود يكى از آنها محمد صوحانى از اولاد يزيد بن صوحان بود ديگرى محمد بن قاسم و مشرق و رقيق كه هر دو غلام يحيى بن عبد الرحمن بودند . مشرق را حمزه ناميد و كنيه او را ابو الفضل گذاشت . در آن هنگام محمد بن رجاء از حكومت بصره معزول شد و از بصره بيرون رفت . بلاليه و سعديه كه با هم ستيز داشتند هر دو دسته ضد حاكم شوريدند و زندانيهاى خود را آزاد كردند در ضمن هم زندانيان ديگر رها شدند كه خانواده صاحب الزنج از آنها بود . او شنيد به شهر بصره بازگشت و آن در ماه رمضان سال دويست و پنجاه و پنج بود . على بن ابان و يحيى بن محمد و مشرق و رقيق ( دو غلام سابق الذكر ) همراه او بودند . در كاخ « قصر القرشى » كه مشرف بر رود معروف بعمود ابن المنجم بود اقامت گزيد و ادعا كرد كه او وكيل فرزندان واثق ( خليفه اسبق عباسى ) مىباشد كه براى فروش زمينهاى شوره‌زار آمده است . ريحان كه نخستين غلام كارگر « سورجيين » بود . ( در طبرى شورجيين و معنى آن شيره كش خانه است كه در آن زمان كارخانه براى روغن گيرى و شيره گيرى از خرما بسيار مهم بود روغن براى چراغ و غيره مىگرفتند و كارگران شيره - كش خانه اغلب سياه پوست بودند مالكين آنها را به كار وامىداشتند و مزدشان را مىگرفتند و بعضى با مالكين قرار ميگذاشتند كه فلان مبلغ نقد از مزد كار خود