بيان تسلط مساور بر شهر موصل
چون سپاه موصل از حمله مساور خارجى منهزم شد چنان كه شرح داده بوديم كار او بالا گرفت و بر عده او افزوده شد . لشكر كشيد و در خارج شهر موصل لشكر زد . لشكرگاه او در محل دير اعلى بود امير شهر موصل ناگزير پنهان شد . امير در آن وقت عبد الله بن سليمان بود كه از نبرد مساور بسبب ناتوانى رخ تابيد . اهالى موصل هم چون مايل مخالفت با دولت وقت بودند بدفاع نپرداختند . مساور گروهى فرستاد كه كاخ امير شهر را آتش بزنند رسيدند و آتش زدند . مساور هم داخل شهر شد و بدون جنگ موصل را گرفت و هيچ كس مانع نشد روز جمعه مردم يا بعضى از تمام مردم در مسجد حاضر شدند و او بر منبر رفت و خطبه نمود و چنين گفت : خداوندا ما را نيكودار و اصلاح كن . امراء و حكام ما را هم اصلاح كن .
و چون نماز خواند دو انگشت خود را در گوش نهاد و بلند تكبير كرد ( الله اكبر گفت ) شش بار هم تكبير كرد . ( بطريقه خوارج ) چون خواست بر منبر خطبه كند عده از ياران خود را با شمشيرهاى آخته در پلههاى منبر گماشت كه او را حراست و حفظ كنند زيرا از مردم موصل بيمناك بود . پس از آن موصل را ترك كرد و نتوانست در آنجا اقامت كند زيرا عده مردم آن شهر بسيار بودند . به محل « حديثه » رفت و آنجا را مركز و محل مهاجرت خود قرار داد .
بيان آغاز كار صاحب الزنج
در ماه شوال ( سال جارى ) مردى در فرات بصره ظهور و ادعا كرد كه نامش محمد بن احمد بن عيسى بن زيد بن على بن الحسين بن على بن ابى طالب عليه السلام است . او زنگيان را ( سپاهيان كه اغلب آنها بنده زر خريد بودند ) كه ساكن ( يا كارگر زمينهاى شورزار چنان كه در طبرى آمده ) شورهزار بودند ، گرد خود جمع و بمتابعت دعوت نمود . ( او مردى علوى و شجاع و اديب و داراى شهامت و عزت نفس بود از