تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 38

مساهمون:

ص٣٨
گفته شد او را در يك لحاف از پوست سمور پيچيده بودند تا جان سپرد باز هم گفته شد كه او را در يخ نهادند و يخ هم بر سرش ريختند تا منجمد شد و مرد چون او در گذشت برادرش ابو احمد را كه هر دو از يك پدر و مادر بودند بزندان او منتقل شد .

بيان قتل مستعين

چون معتز تصميم گرفت كه مستعين احمد بن محمد بن را بكشد بمحمد بن عبد اللّه نوشت كه او را تسليم سيما خادم نمايد . محمد هم بنگهبانان حافظ مستعين نوشت كه او را بخادم مذكور تسليم كنند . او در واسط بود . محمد بن عبد الله باحمد بن طولون پيغام داد كه او را بگيرد و تسليم كند . احمد هم او را دستگير كرد و به محل « قاطول » برد و در آنجا او را بسعيد بن صالح تسليم نمود . سعيد هم مستعين را به خانه خود برد و تازيانه زد تا مرد . گفته شد : در پاى او سنگ بست و او را در رود دجله افكند . و باز گفته شد او را در محمل سوار كردند در لنكه معادل محمل دايه او سوار بود ، سعيد مستعين را با شمشير زد و آن زن ( كه دايه او بود ) فرياد زد و خود مقتول هم قبل از مرگ فرياد زد . سعيد دايه را هم كشت سپس سر مستعين را بريد و براى معتز فرستاد . سرش را هنگامى نزد معتز بردند كه سرگرم بازى شطرنج بود . به او گفتند سر مخلوع ( مستعين ) را آورديم گفت : باشد تا من بازى را پايان دهم . ماند تا فراغت يافت آنگاه نگاه كرد و دستور داد آن را دفن كنند . بسعيد هم پنجاه هزار درهم داد و او را معاون حكومت بصره نمود .

بيان فتنهء تركان و قتل مغربيان

در آن سال در آغاز ماه رجب فتنه ميان تركان و مغربيان بر پا شد .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 38 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت