هم بسالارى خود برگزيدند . او فرزند موفق و از مباشرين عبد الله بن يحيى بن خاقان بود . ابو القاسم آنها را وادار كرد كه در طلب حقوق خود پايدارى و دليرى كنند .
روز جمعه كه خطيب قصد داشت به مسجد برود ( و براى خليفه ) خطبه كند آنها تصميم گرفتند كه او را از رفتن و خطبه خواندن باز دارند او هم آگاه شد و تمارض كرد و نرفت .
شورشيان پل را قصد كردند . فرزند طاهر عدهء از سالاران و سواران خود را فرستاد كه مانع وصول آنها بشوند آن عده جنگ كردند و از طرفين كشته افتاد و بالاخره اتباع طاهر مغلوب شدند و پل بدست شورشيان افتاد . كسانى كه در طرف شرق با شورشيان همعقيده و همزبان بودند خواستند به آنها ملحق شوند حمله كردند ولى اتباع فرزند طاهر مانع رسيدن آنها بشورشيان شدند .
فرزند طاهر چند كشتى پر از هيزم و نى و خاشاك كرد و در آنها آتش افروخت و در آب رها كرد كه پل را بسوزاند . كشتىهاى مشتعل بپل رسيد و كشتىهاى پل بردار سوخت و پل بريده شد . آتش نزديك پل بالاتر رسيد كه شورشيان غربى كشتى را در آب فرو بردند و آتش را فرو نشاندند .
اهالى جانب شرقى توانستند بشورشيان جانب غربى ملحق شوند . همه بر اتباع فرزند طاهر حمله كردند و آنها را تا در خانه ابن طاهر به عقب راندند عده ده تن هم از طرفين كشته شد عوام الناس هم اداره شرطه ( پليس ) را غارت كردند و فروشگاهها و دكانها و خانههاى پيرامون پل را تاراج كردند . آتش هم افروختند و كالاى بازرگانان سوخت . آتش ميان طرفين متخاصم واقع شد . سپاهيان ( شورشيان ) به محل خود در « باب الحرب » بازگشتند .
فرزند طاهر تمام اتباع خود را جمع كرد و آراست و احتياط نمود و آماده جنگ گرديد و ترسيد كه شورشيان باز گردند ولى آنها باز نگشتند .
در آن هنگام دو مرد از سپاهيان متمرد رسيدند و به او راهنمائى كردند كه چگونه فتنه را خاموش و سپاهيان را مغلوب كند او دويست دينار انعام به آن دو مرد
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 36
مساهمون: ابن الأثير
ص٣٦