نوشت . ابو احمد بن متوكل نزد معتز براى بغا شفاعت كرد او هم نامه به او نوشت و از او راضى شد كه هر دو وصيف و بغا در بغداد بودند . تركان اصرار كردند كه وصيف و بغا بسامرا برگردند معتز بمحمد بن عبد الله نوشت كه مانع خروج آنها شود هر دو با فرزندان و اتباع خود قصد خروج از بغداد را كردند . محمد بن عبد الله عدهء فرستاد كه مانع خروج آنها بشود چون بدروازه شماسيه رسيدند سپاهيان محمد را ديدند برگشتند و از دروازه خراسان خارج شدند عدهء آنها چهار صد تن بود چون به شهر سامرا رسيدند بخانههاى خود رفتند . معتز بهر دو خلعت داد و كارهاى سابق را دوباره به آنها واگذار كرد . بريد ( پست ) را هم بموسى فرزند بغا داد .
آنها هنگام خروج از بغداد بار و بنه خود را گذاشتند و سبك بار با سواران خود راه سامرا را گرفتند .
بيان فتنه بغداد ميان سپاهيان و محمد بن عبد اللّه
در آن سال فتنه ميان سربازان و محمد بن عبد الله بن طاهر بر پا شد . سبب اين بود كه چاكران و سربازان جيره خوار در خانه محمد جمع شده حقوق خود را مطالبه كردند و آن در ماه رمضان بود . محمد به آنها گفت : من بامير المؤمنين نوشتم كه ارزاق شما را بدهد او به من پاسخ داد : اگر آن چاكران و سپاهيان را براى وجود خود بخواهى تو خود مواجب آنها را بده و اگر براى من بخواهى كه من نيازى به آنها ندارم . چون آن بيان را شنيدند سخت شوريدند . محمد به آنها دو هزار دينار داد و آنها خاموش شدند . باز هم در ماه رمضان تجمع كردند . پرچمها را برافراشتند و طبلها را نواختند و چادر در « باب الشماسيه » زدند و كلبهها را از حصير و بوريا ساختند و آماده كارزار شدند . محمد هم اتباع خود را حاضر كرد . خانه و پيرامون آن پر از مرد نبرد شد . شورشيان هم بر عده خود افزودند و بسيارى از آشوبگران به آنها پيوستند و همه در محل « باب حرب » تجمع كردند و با سلاح آماده نبرد شدند و پرچم ها را برافراشتند و كوسها را كوبيدند . ابو القاسم عبدون را