تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 39

مساهمون:

ص٣٩
علت فتنه اين بود كه تركان بر عيسى بن فرخانشاه شوريدند و او را زدند و مركب او را ربودند . مغربيان برياست محمد بن راشد و نصر بن سعد تجمع كردند و بر تركان هجوم بردند و غلبه نمودند و كوشك را از آنها گرفتند و آنها را اخراج كردند و گفتند : شما هر روز يك خليفه مىكشيد يا خلع مىكنيد و يك وزير نصب و ديگرى را عزل مىكنيد . كوشك و بيت المال بدست مغربيان افتاد . چهار پايانى كه از تركان مانده بود غنيمت مغربيان شد . تركان تجمع نمودند و بساير تركانى كه در كرخ يا در خانه‌ها بودند پيغام دادند و همه با مغربيان مقابله و صف آرائى نمودند . چاكران و اوباش هم بمغربيان پيوستند و تركان ناتوان و تسليم شدند . جعفر بن عبد الواحد هم ميان آنها اصلاح داد به شرط اينكه هر جا يك تن از يك طرف باشد از طرف ديگر با او يك تن قرار گيرد و هيچ يك بر يك چيز تنها مسلط نشود . بعد از مدتى دراز باز تركان تجمع نمودند و گفتند : ما اين دو سر را ميخواهيم ( سر محمد بن راشد و نصر بن سعد ) بعد از قتل آن دو هيچ كس قادر بر هيچ كارى نخواهد بود . خبر بمحمد بن راشد و نصر بن سعد رسيد هر دو تصميم گرفتند كه بخانهء محمد بن غرون بمانند تا تركان خاموش شوند . خبر تصميم آنها به گوش تركان رسيد آن دو سالار را قبل از رسيدن به مقصد گرفتند و كشتند . معتز خبر قتل آنها را شنيد خواست ابن غرون را بكشد براى او شفاعت شد و او را ببغداد تبعيد كرد .

بيان قيام و خروج مساور در محل بوازيج

در آن سال در ماه رجب مساور بن عبد الحميد شارى ( شارى بمعنى خريدار كه در قرآن آمده و هر كه در راه خدا قيام مىكند نفس خود را مىخرد كه خوارج را شارى گفته‌اند ) او مساور بن عبد الحميد بن مساور شارى بجلى موصلى در محل « بوازيج » قيام كرد . جد او مساور در موصل صاحب فندق ( مهمانسرا ) مساور بود كه آن فندق به او نسبت داده شده . علت قيام و خروج او اين بود كه شرطه ( پليس )