زمان بود همچنين رطل ) و گوشت هر يك رطل به چهار درهم و هر يك جرعه آب بسه درهم رسيد اهالى مكه از او همه گونه رنج و بلا تحمل كردند پس از آن راه جده را گرفت . خواربار را از مردم منع كرد مال و كالاى بازرگانان را ربود . كشتى ها را هم غارت كرد بعد از اسماعيل مذكور بعرفه رفت در آنجا با محمد بن احمد بن عيسى بن منصور ملقب بكعب البقر و عيسى بن محمد مخزومى فرمانده لشكر مكه كه از طرف معتز بدان سرزمين روانه شده بودند . ( اسماعيل ) آن دو ( لشكر آنها ) جنگ كرد و هزار و صد تن از حجاج را نيز كشت و مال مردم را ربود . مردم گريختند و به مكه پناه بردند در عرفه يك روز يا يك شب نماندند ولى اسماعيل و اتباع او در آنجا مدتى ماندند سپس بجده رفتند .
در آن سال سرى سقطى زاهد درگذشت همچنين اسحاق بن منصور بن بهرام ابو يعقوب كوسج حافظ نيشابورى كه در ماه جمادى الاولى وفات يافت او كتاب مسندى ( در حديث ) داشت كه از آن روايت مىشد .
سنه دويست و پنجاه و دو
بيان خلع مستعين
در آن سال مستعين احمد بن محمد بن معتصم خود را از خلافت خلع و با معتز بالله بن متوكل بيعت كرد . معتز هم در بغداد روز جمعه چهارم محرم خطبه نمود و براى او از تمام سپاهيان بيعت گرفته شد .
فرزند طاهر ( محمد بن عبد الله ) مستعين را ملاقات كرد سعيد بن حميد همراه او بود كه شرط امان را نوشت . فرزند طاهر بمستعين گفت : اى امير المؤمنين سعيد شرط را نوشت و تو بايد امضا و تأكيد كنى . ما هم آن را براى تو ميخوانيم كه بشنوى . مستعين گفت ( به فرزند طاهر ) نيازى به خواندن يا امضا كردن آن نيست آن قوم ( اتباع معتز ) خدا را بهتر از تو نمىشناسند و تو خود امضا و تاكيد نموده