تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 231

مساهمون:

ص٢٣١

بيان استيلاء موفق بر شهر شرقى آن پليد

چون موفق دانست كه اتباع او بر دخول در تنگناها و جنگ در خم و پيچ رودها تمرين كرده و آموختن آنها تكميل يافته و زمينهاى مجهول را شناخته و آماده كارزار شده‌اند . تصميم گرفت كه از رود بگذرد و جنگ آن پليد را آغاز نمايد . عبور هم از جانب شرقى نهر ابى الخصيب انجام مىگرفت . مجلس عمومى منعقد و سران سپاه و سواران و دليران پناهنده را احضار كرد و آنها را در محلى قرار داد كه صدا و نداى او را بشنوند آنگاه گمراهى و تباهى و نادانى و هتك ناموس و ارتكاب گناه و معصيت خداوند عز و جل را گوشزد كرد و گفت : با آن جنايات و فجايع كه آنها مرتكب شده‌اند خونشان مباح و كشتن آنها روا مىباشد ولى او گناهشان را بخشيد و علاوه بر آن نيكى كرد و احسان و اين نكوئى و عفو موجب آن مىباشد كه خداوند و سلطان زمان را از خود خشنود كنند و اين خشنودى ميسر نخواهد شد مگر آنكه با آن پليد جنگ كنند و خود آنها بهتر مىدانند كه راه و چاه كدام است و چگونه بايد از تنگناها بگذرند و داخل شهر شوند و سنگرها را بشكنند و ديوارها را بشكافند و آنها بايد اين كوشش و مجاهده را بكنند و قلعه و حصار و برج و باروى آن پليد را بگيرند تا آنكه خداوند آنها را بر آن پليد پيروز فرمايد . بايد بكوشند كه از راههاى تنگ و معابر پر خطر و سنگرهاى محكم داخل و بر او چيره شوند . اگر چنين كنند كه مستوجب نيكى و انعام و مزيد بر آن خواهند بود و هر كه كوتاهى كند از اين مرتبت كه احراز كرده ساقط و حال او دگرگون خواهد شد . پناهندگان همه بيك لحن و زبان فرياد شادى زدند و دعا خواندند و باحسان و انعام اعتراف و اظهار اطاعت و وفادارى و جهاد كردند كه خون خود را در راه فرمانبردارى بريزند و از او خواستند كه آنها را جدا كند تا اندازه دليرى و پيروزى