تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 230

مساهمون:

ص٢٣٠
انكلاى فرزند آن پليد پيغام داد كه امان بگيرد و چند درخواست و شرط هم كرد موفق اجابت نمود . ولى پدرش آگاه شد و او را ملامت و منصرف كرد . او هم بميدان جنگ برگشت و خود شخصا نبرد كرد . سليمان بن موسى شعرانى كه يكى از سالاران پليد بود امان خواست موفق او را نپذيرفت زيرا او چنان كه اشاره شد خونخوار و بسى خون ناحق ريخته و مرتكب فساد شده بود ولى چون موفق دانست كه بسيارى از اتباع آن پليد ترسيدند و از امان خواستن منصرف شدند به او امان داد . او هم كشتىهاى خود را بيك محل معين فرستاد آنگاه خود و برادر و خانواده و كشتىها تسليم شدند . آن پليد شنيد و خواست آنها را بازدارد ولى او جنگ كنان خود را بپناه موفق رسانيد . موفق هم به او خلعت داد و نيكى كرد و بر احسان افزود . او را بمعرض تماشاى ناپاكان فرستاد تا همه ببينند و بدانند كه مشمول عنايت شده او هنوز باز نگشته كه عده بسيارى از سالاران زنگ تسليم شدند يكى از آنها شبل بن سالم بود موفق شبل را پذيرفت و براى انتقال او و خانواده و عده‌اش چند كشتى فرستاد او خواست بيايد ناگاه قومى از زنگيان راه او را گرفتند او هم نبرد كرد و نجات يافت و بموفق رسيد . به او نيكى كرد و انعام شايان داد او يكى از ياران ديرين آن پليد بود براى او و يارانش بسيار ناگوار آمد زيرا ديدند كه سالاران و بزرگان قوم همه مايل تسليم و پناه شده‌اند . چون موفق شبل را صميمى و لايق و دانا ديد بعضى از كارهاى كارزار را به او واگذار كرد او هم با عدهء از زنگيان كه مجرد از ديگران بودند بلشكرگاه آن پليد شبيخون زد و بسلامت و پيروزى بازگشت آن حمله شبانه موجب شد كه زنگيان شبها بيدار باشند و آسوده نخوابند . هميشه خود را حراست و مراقبت مىكردند زيرا مرعوب شده بودند . موفق بدان حال ماند كه سپاهيان را دسته دسته براى جنگ آن پليد مىفرستاد و حيله جنگى به كار مىبرد و خوار بار را از او مىبريد . در ضمن اتباع موفق هم براى حمله تمرين مىكردند و در تنگناها مىرفتند و مىآزمودند يا راههاى تنگ را گشاد مىكردند .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 230 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت