خود آن پليد ( صاحب الزنج ) و مهلبى و لشكر در طرف ديگر آنها بودند . جنگ مدت سه ساعت دوام يافت و در پايان آن ناپاكان گريختند هيچ كس پشت سر خود را نمىديد و شمشيرها از آنها بهره كافى ربود . كشتى سواران هم از رود ورود نمودند و جنگ را با محافظين تير انداز آغاز كردند و كارگران آتش انداز كار خود را انجام دادند .
از جمله گريختگان انكلاى فرزند پليد و سليمان بودند كه زخم سخت داشتند و تن مجروح خود را تا پل برداشتند . آتش افروخته مانع وصول آنها شد ناگزير خود را به آب انداختند و نزديك بود آن دو هلاك شوند . عدهء بسيارى از اتباع پليد نااميد شده خود را دستخوش آب عميق نمودند و با آب روان پيوستند . پل بريده و سوخته و سپاه پراكنده و تار و مار گشته و لشكريان موفق بفتح موفق شدند و خانه و كاخ ناپاكان را آتش زدند و بازارها را تاراج و طعمه حريق نمودند و زنان و نوجوانان اسير ( كه مورد تمتع زنگيان بودند ) را آزاد كردند كه عده رهاشدگان بى حد و حصر و عد بود .
بكاخ آن پليد هم داخل شدند و آن را غارت كردند و آتش زدند .
آن پليد هم در آن روز درنگ نكرد و پا بفرار برداشت و نتوانست از اموال و گنجهاى خود چيزى ببرد . در آن روز بسيارى از بانوان علوى كه نزديك قصر او بازداشت شده بودند آزاد شدند . موفق نسبت بزنان علوى نيكى كرد و آنها را سوار نمود و بخانواده آنها رسانيد . يكى از زندانهاى آن مرد پليد را گشودند و عدهء بىشمار زندانى آزاد كردند . در ميان آنها گرفتاران جنگ بودند كه از سپاه موفق اسير شدند . همه با غل و زنجير بند شده بودند كه موفق بند آنها را گشود .
در آن روز هر چه كشتى بزرگ و كوچك و دريانورد عظيم و زورق و باركش و تندرو و كشتى جنگى و آتش انداز مجهز و حامل خواربار و كالا و مال كه در رود بود بنهر دجله برده شد و موفق آنها را باتباع خود واگذار كرد كه اموال بسيار و كالا و اندوخته گران در آنها بود كه بتاراج سپاه داد .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 229
مساهمون: ابن الأثير
ص٢٢٩