پليد و ياران او گرديد . تمام ياران و سالاران و ملازمين او كه معتقد بودند هرگز او را تنها نخواهند گذاشت و از او جدا نخواهند شد بر درخواست امان و تسليم متفق شدند . موفق به آنها امان داد و آنها دسته دسته از پناهگاه خود خارج و تسليم شدند . موفق دربارهء آنان نيكى و احسان كرد و آنها را بمانند خود در سپاه مرتب نمود .
پس از آن موفق خواست اتباع او در نهر تمرين جنگ كنند تا بتوانند پل دوم را آتش بزنند . دستور داد كه كشتىهاى آتش افروز دو جانب نهر را آتش بزند و خانهها را بسوزاند . روزى يكى از سالاران سپاه باتفاق يك قاضى كه آنها داراى پيشوا و منبر و قاضى هم بودند امان خواست و تسليم شد . تسليم او موجب افسردگى و سستى و نااميدى ناپاكان گرديد .
پس از آن پليد پل دوم را با گماشتن دليران سخت محافظت و حمايت كرد .
موفق دستور داد بعضى از اتباع او بروند و كشتىهاى محافظ پل را آتش بزنند .
آنها رفتند و آتش افروختند و آن پليد بر حفظ و حراست پل افزود كه مبادا آتش به آن سرايت كند و بسوزد و منهدم شود آنگاه موفق بر جانب غربى هم چيره و باعث هلاك زنگيان شود . گروهى از اتباع پليد در خانههاى خود مانده بودند زيرا پل نزديك مسكن آنها بود و هنگام استراحت به خانه خود مىرفتند .
اتباع موفق هم غفلت آنها را مغتنم مىشمردند و راه مخفى را مىپيمودند . باز موفق بر آتش زدن پل تصميم گرفت فرزند خود ابو العباس را با سالاران و دليران فرمان داد كه مجهز و آماده شوند و از چند نقطه و راه بر پل حمله كنند . كار - گران و تيشه داران و كلنگ برداران و نفط پاشان و آتش افروزان را با آنها فرستاد و خود با كشتىهاى جنگى از رود رفت و دليران را از غلمان خود برگزيد و آلات و اسباب هم با كارگران كاردان همراه كرد . جنگ ميان طرفين واقع شد و بر شدت خود افزود . در صف مقابل ابو العباس و لشكر او فرزندان پليد انكلاى و سليمان بن جامع بودند . در صف مقابل راشد غلام موفق كه سالار صف خود بود
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 228
مساهمون: ابن الأثير
ص٢٢٨