پس از ثبات تن بفرار دادند و كشته بسيار در جا گذاشتند و گروهى از دليران و سران سر سخت آنان اسير شدند . موفق دستور داد گردن گرفتاران را در همان ميدان زدند . آنگاه با همه اتباع خود سوى كاخ آن پليد لشكر كشيد كه در آنجا دليران و بزرگان جمع شده بودند كه از كاخ دفاع كنند ولى نتوانستند كارى پيش ببرند ناگزير پا بگريز برداشتند و كاخ را باتباع موفق دادند كه داخل شدند و هر چه از آن پليد باقى مانده بود ربودند .
خانواده و حرم و فرزندان او را اسير كردند كه عدهء خانواده خاص او بيست تن بزرگ و كوچك و پسر و دختر بودند . آن پليد هم سوى كاخ مهلبى دويد و پشت خود را نديد كه اهل و مال را بباد داد . كاخ او را ( پس از غارت ) آتش زدند .
خانواده و فرزندان او را نزد موفق بردند كه آنها را ببغداد فرستاد . اتباع ابو العباس كاخ مهلبى را قصد كردند كه عده بسيارى در آن پناهنده بودند .
آن كاخ را گرفتند و سرگرم غارت شدند . حرم و بانوان مسلمان و اولاد آنان را رها كردند . هر يكى از يغما گران هر چه بدست مىآورد بكشتى خود مىبرد . بر بام و ديوار كاخ رفتند . چون زنگيان آنها را ديدند برگشتند و كشتند .
عده كمى كشته شد . گروهى از غلامان موفق در كاخ آن پليد سرگرم غارت بودند كه اموال را مىربودند و در كشتىها مىنهادند زنگيان اشتغال آنان را مغتنم شمرده حمله كردند و آنها را راندند و دنبال كردند ولى گروهى از دليران موفق پايدارى كردند و زنگيان را برگردانيدند و سپاهيان يكى بعد از ديگرى برگشتند و جنگ تا عصر كشيد .
موفق دستور داد دليرانه حمله و جنگ كنند سپاهيان هم كوشيدند و آن پليد گريخت . اتباع او هم بدنبالش كه همه از دم تيغ مىگذشتند تا آنكه هر كه زنده ماند بكاخ پناه برد . موفق تصميم گرفت كه باز باتباع خود احسان كند و انعام بدهد آنها را بلشكرگاه برگردانيد . آنها عده بسيارى از بانوان گرفتار را آزاد كرد كه در آن روز دسته دسته بتدريج آزاد و سوى شهر موفقيه حمل ميشدند .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 233
مساهمون: ابن الأثير
ص٢٣٣