تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 227

مساهمون:

ص٢٢٧
داد يك كشتى بزرگ پر از نى و نفط گردد و يك دگل بلند هم ميان آن كشتى نصب شود تا اگر كشتى را بجريان آب بسپارند آن دگل در پل گير كند . آنگاه آن كشتى را آتش زدند و رها كردند . در پل گير كرد و نزديك بود تمام پل بسوزد كه زنگيان آن را با سنگ و خاك پر كردند و يكى از آنها شناكنان به زير كشتى رفت و آن را سوراخ كرد كه در آب غرق و خاموش شد . از آن پل قسمتى سوخت كه زنگيان آن را خاموش كردند . موفق به آن پل اهتمام كرد عدهء نفط پاش و آتش افروز و تيشه دار و كلنگ بردار برگزيد و دستور داد از دو طرف شرقى و غربى پل هجوم و پل را معدوم كنند خود نيز بدهانه رود ابو الخصيب رفت و آن در تاريخ شوال سنه دويست و شصت و نه بود . دسته سپاهى كه مأمور غرب نهر بود جانبازى و شتاب كرد نگهبانان و مدافعين پل از دليرى آنان ترسيده تن بفرار دادند . فرماندهان و نگهبانان پل سليمان بن جامع و انكلاى فرزند مرد پليد بودند . مهاجمين رسيدند و پل را آتش زدند . گروه دوم از سپاه موفق كه مامور جانب شرقى پل بودند كوشيدند و قسمت ديگر پل را آتش زدند و از آن محل گذشتند و بيك كارخانه كشتى سازى كه متعلق به آن مرد خبيث بود رسيدند كه آن را نيز آتش زدند كه تمام آلات و ادوات بجز چيز اندكى سوخت . فقط چند كشتى جنگى و بارى در رود ماند . زندان آن مرد پليد را قصد كردند . شكستند و زندانيان را آزاد كردند و آتش افروختند . مدت يك ساعت زنگيان از زندان دفاع كردند و بعد مغلوب اتباع موفق شدند . هر چه در عرض راه بود آتش زدند و سوختند تا بكاخ مصلح رسيدند داخل كاخ شدند و غارت كردند زنان و خانواده مصلح را هم اسير كردند و عدهء بسيارى از گرفتاران را آزاد نمودند و بسلامت بازگشتند . آن مرد پليد با اتباع خود ناگزير از محل خود بجانب شرقى پناه برد و نهر ابى خصيب را تهى كرد . موفق بر جانب غربى چيره شد و از راه ديگرى نزديك پل دوم شده بود ولى راه ناهموار بود كه آن را هموار كرد و چيره شدن آن موجب بيم