كه از دو جانب بازار را قصد كنند . آنها رفتند و زنگيان آگاه شده بدفاع پرداختند و جنگى بسيار سخت هر چه سختتر و بدتر رخ داد . سپاهيان موفق بيك طرف بازار رسيدند و آتش افروختند . طرفين در حال نبرد بودند كه آتش آنها را در ميان گرفت و نيز آتش بسقف بازار رسيد و آن را سوخت آتش از بالاى سقف بر سر جنگجويان مىريخت و بعضى سوختند و آن حال تا غروب آن روز ماند و چون آفتاب پنهان شد طرفين از نبرد دست كشيدند . بازرگانان ناگزير بميان شهر منتقل شدند . مال و كالاهاى خود را هم به آنجا بردند مبادا اتفاق و حريق ديگرى رخ دهد .
پس از آن مرد پليد در جانب شرقى چندين خندق كند و راه را خراب كرد .
در جانب مغرب هم همين كار را بعد از واقعه انجام داد و يك خندق عريض حفر نمود كه حافظ خانه اتباع خود گردد . موفق تصميم گرفت بقيه ديوار و حصار را تخريب و ويرانى را تا نهر غربى برساند . پس از جنگ سخت توانست به آن كار موفق شود . آن مرد پليد عدهء از زنگيان را در جانب غربى گماشته كه سنگر آنها محكم و استوار بود . آنها دليرترين ياران او بودند . آنها خوب دفاع ميكردند و گاهى تهور كرده بر سپاه موفق هجوم مىبردند و گاهى هم حرى كور ( در طبرى جوى كور و اين صحيح بايد باشد كه فارسى و مانند ساير نامها مىباشد و از هنگام پادشاهى ايرانيان به همان نام مانده بود ) را قصد و پيرامون آن را زير و زبر ميكردند .
موفق دستور داد كه سپاهيان به آن محل بروند و ديوار و حصار را ويران و مدافعين را اخراج كنند . ابو العباس و سالاران آماده شدند و هجوم بردند . كشتىهاى جنگى را نيز فرمان داد كه نزديك ديوار سوق داده شود . جنگ واقع شد و چند قسمت از آن ديوار ويران شد و ارادهها كه بالاى بارو بود آتش گرفت . هر دو طرف كه در نبرد يكسان بودند متاركه كردند . هر دو طرف مجروح بسيار داشتند .
موفق بازگشت و بمجروحين و دليران كه خوب امتحان داده بودند انعام داد و نيكى كرد و اين عادت او بود كه در پايان هر جنگى چنين مىكرد .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 225
مساهمون: ابن الأثير
ص٢٢٥