هر نوع كالا و قوت از او و اتباع او بريده شد . هر يك رطل گندم به قيمت ده درهم رسيد ناگزير بجو اكتفا كردند و كار بعد از آن به جائى رسيد كه هر يك از سپاهيان كه فرصت و خلوت بدست مىآورد رفيق خود را مىكشت و مىخورد . قوى ضعيف را مىخورد . فرزندان خود را هم كشتند و خوردند . موفق تصميم گرفت كه طرف شرقى را مانند غربى ويران كند . اتباع خود را فرمان داد كه به خانه همدانى هجوم ببرند . كارگران و تيشهداران را هم همراه خود به كار تخريب وادارند . خانه همدانى بسيار محكم و داراى عدهء مدافع كافى و منجنيقها و ارادهها و كمانها بود . در آن هجوم جنگى بسيار سخت رخ داد و كشته بسيار افتاد و بالاخره اتباع موفق پيروز شدند و مسافعين را كشتند و راندند و اموال را ربودند ولى نتوانستند بالاى ديوار و بام بروند زيرا بسيار مرتفع و محكم بود نردبانها هم كوتاه بود و نمىرسيد . بعضى از غلامان موفق كمند انداختند و پرچمهاى آن پليد را كشيدند درفشها افتاد و سرنگون شد مدافعين كه در درون كاخ بودند گمان بردند كه دشمن بالا رفته و دست بدرفشها يافته و كار را پايان يافته پنداشتند همه گريختند و كسى كه مىدويد ديگرى را نمىديد . اتباع موفق تمام كاخ را گشودند و بالا رفتند و آتش افروزان و نفط - پاشان هم آتش افروختند و منجنيق و ارادهها را سوختند و اموال را ربودند در آنجا اموال و اثاث و اسباب بسيار بود پس از آن خانههاى پيرامون كاخ را آتش زدند . در آنجا بانوان اسير بسيار بودند كه آنها را آزاد كردند . زنان مسلمان و بانوان زيبا بى حد و حصر بودند كه آنها را به شهر موفقيه انتقال دادند و موفق دستور داد نسبت به آنها نيكى و مهربانى كنند . در آن روز از ياران و خواص آن پليد و خدام شخص او عده بسيارى امان خواستند و موفق به آنها امان داد و نيكى كرد .
گروهى از پناهندگان بموفق بازار بسيار عظيم را نشان دادند كه بيك طرف پل متصل است و آن پليد نام آن بازار را مباركه نهاده بود بموفق گفتند اگر آن بازار را آتش بزند ديگر براى زنگيان بازار و وسيله معاش نخواهد ماند و بازرگانان از آن خواهند رفت . موفق تصميم گرفت آن بازار را آتش بزند باتباع خود دستور داد
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 224
مساهمون: ابن الأثير
ص٢٢٤