تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 197

مساهمون:

ص١٩٧
بازارهاى شهر موفقيه آباد و همه چيز رايج گرديد . يك مسجد جامع هم در شهر موفقيه ساخت و بمردم امر كرد كه در آن نماز بخوانند . در آن شهر همه چيز از هر شىء نفيس جمع شد كه در شهرهاى ديگر يافت نمىشود . مواجب و حقوق همه را پرداخت و روزى عموم فراهم شد و ثروت بجريان افتاد . گروهى از زنگيان از رود گذشتند كه از نخستين پادگان خارج شهر بودند . بر اطراف لشكر حمله نمودند . موفق فرمان داد بدفع آنها مبادرت كردند . جنگ واقع و بسيارى از آنها كشته شدند و هر چه داشتند در ميدان گذاشتند و عده از آنها كشته شدند و عده از آنها امان خواستند به آنها امان و خلعت و انعام داده شد . ابو احمد اقامت خود را دوام داد كه با آن پليد زد و خورد مىكرد و اموال را براى پناهندگان خوار مىنمود و روز بروز بر محاصره شهر مىافزود . عده كشتى حامل خواربار از اهواز براى بازرگانان فرستاده شده كه بهبود ( سالار زنگ ) با كشتىهاى جنگى شبيخون زد و كشتىها را ربود . موفق سخت متألم شد و بتجار خسارت آن غارت را داد . پس از آن براى حفظ دهانه‌هاى رود دسته‌ها مرتب نمود و كشتىها با عده مدافع فرستاد كه در مجارى نهر مراقب حملات دشمن باشند . فرماندهى كشتىهاى نگهبان را به فرزند خود ابو العباس داد كه از دريا ( خليج فارس ) تا رودها بحفظ و حراست اموال بپردازد . در ماه رمضان گروهى از سپاه آن پليد به قصد شبيخون خواستند بر عدهء نصير حمله كنند . مردم آگاه شدند و بدفاع كمر بستند و آنها را نااميد كردند . صندل زنگى ( يكى از سالاران زنگ ) اسير شد . او كسى بود كه بانوان مسلمانان را مىربود و برده مىنمود . موفق دستور داد كه او را تيرباران كنند كه كشتند . عده بسيارى از زنگيان امان خواستند و موفق به آنها امان داد كه در آخر ماه رمضان عده تسليم‌شدگان و پناهندگان بالغ بر پنجاه هزار انسان گرديد .