تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 196

مساهمون:

ص١٩٦
مبارك بود . هنگام مراجعت عده بسيار فزون از حد و عده تسليم شدند و به همه آنها خلعت و صله داد و نام آنان را در دفتر سپاهيان مواجب گير ثبت و آنها بابى العباس واگذار كرد . موفق دو روز در لشكرگاه خود استراحت كرد . و در بيست و چهارم رجب سوى « نهر جطى » لشكر كشيد و در آنجا تا نيمه شعبان اقامت گزيد و در اين مدت از نبرد دست كشيد و كشتىها و زورقها را به كار انداخت عده سپاه او با داوطلبان كه بعنوان جهاد تجهيز شده بودند بالغ بر پنجاه هزار گرديد . عده آن پليد سيصد هزار انسان بود كه همه جنگجو و با تيغ يا كمان يا فلاخن يا نيزه يا منجنيق جنگ مىكردند و ناتوانترين آنها با فلاخن و سنگ نبرد مىنمودند . زنان هم سنگ - انداز و فلاخن باز بودند . ابو احمد آن روز را بدون جنگ اقامت كرد و منادى نداى امان عام داد كه همه در امان خواهند بود غير از آن پليد . امان را هم با رقعه نوشت و با تير انداخت و وعده مهربانى و احسان و انعام داد . دل ياران آن پليد به او متمايل گرديد و آن روز بسيارى از مردم امان خواستند و تسليم شدند به آنها خلعت و انعام داد . در آن روز جنگى رخ نداد . از « نهر جطى » لشكر كشيد و نزديك شهر آن پليد لشكر زد . نيروى خود را مرتب كرد و سپاه را آراست براى هر گروهى محلى معين كرد كه آن را حراست كنند . موفق نامه نوشت و دستور داد كه كشتى و زورق بسيار بسازند تا تمام رودها را محافظت و محاصره كند و هر چه مىساختند موفقيه مىناميد . بحكام و عمال خود در همه جا نوشت كه مال و خواربار و ذخاير بسيار حمل كنند . و نيز دستور داد كه منشيان و محاسبين كه در خور ديوان باشند براى او روانه كنند مدت يك ماه بانتظار خواربار و ضروريات و اموال نشست تا از همه جا همه چيز از راه بر و بحر رسيد . بازرگانان هم كشتىهاى موفقيه را پر از ذخاير و لوازم نمودند و فرستادند شهرى بنام موفقيه در آن محل ساخت و تجار با ساكنين آن ديار داد و ستد كردند . راهها را به روى آن پليد بست و حمل خواربار و ذخاير را بريد .