تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 194

مساهمون:

ص١٩٤
و بكمينهاى متعدد حمله كرد و اسير گرفت يكى از اسراء سالار زنگيان ابو عيسى محمد بن ابراهيم بصرى كه بزرگ فرماندهان بود . كشتى زيادى هم از آنها گرفت . زنگيان سخت بيمناك و بىتاب شدند . قريب عده دو هزار مرد از آنها امان خواستند و تسليم شدند . زيرك بموفق نوشت و او دستور داد كه آنها را بپذيرد و خود در نهر مبارك به او ملحق شود كه ملحق شد . موفق به فرزند خود ابو العباس فرمان داد كه بجنگ علوى در نهر « ابو الخصيب » برود . او لشكر كشيد و نبرد كرد . جنگ از اول بامداد تا نيمه روز دوام يافت . يكى از سالاران علوى با عده خود از او امان خواست و او امان داد . آن پليد از تسليم سردار خود شكسته شد . ابو العباس با پيروزى باز گشت . موفق بعلوى نامه نوشت كه او توبه كند و به خدا توسل نمايد كه خونها را ريخت و ناموسها را هتك و شهرها را ويران كرد و عفت زنان را بباد داد و ادعاى پيغمبرى نمود . به او امان هم داد . او نامه را خواند و پاسخ نداد .

بيان محاصره شهر صاحب الزنج

چون موفق بعلوى نامه نوشت و پاسخ دريافت نكرد سپاه خود را سان ديد و آلات و لوازم جنگ را اصلاح و ترميم نمود و سالاران را در ارتش ترتيب داد و خود و فرزندش ابو العباس در بيستم ماه رجب سوى شهر آن پليد كه آن را مختاره مىناميد لشكر كشيدند و رسيدند و حصار و ديوار و خندق و استحكامات بسيار و راه ناهموار ديدند . منجنيق‌ها و اراده‌ها و كمانها ( كمانهائى كه با پا كشيده مىشد ) و ساير آلات عظيم جنگ كه براى هيچ پادشاه و هيچ ارتشى ميسر و ديده نشده بود براى دفاع صاحب الزنج بر ديوار و برج و بارو نصب به كار رفته بود . چون زنگيان سپاه موفق را ديدند نعره زدند و فرياد كشيدند كه از صدا و عربدهء آنان زمين لرزيد . موفق فرزند خود را فرمان پيش رو داد كه ديوار را محاصره كند و كمانها را به كار برد و مدافعين را هدف نمايد . او هم پيش رفت تا آنكه كشتىهاى جنگى خود را