تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 195

مساهمون:

ص١٩٥
به ديوار شهر رساند و زورق مخصوص خود را بسد قصر پليد زد زنگيان و ديگر كسان از ياران او بر ابو العباس هجوم بردند و عده آنان فزون گشت و تير و سنگ انداختند و منجنيق‌ها را بستند و آنقدر عوام سنگ و تير زدند كه ديده چيزى جز نبرد و سنگ نمىديد ولى ابو العباس پايدارى و دليرى كرد . علوى از صبر و ثبات او و ياران شجاع تعجب كرد و مانند آن را قبل از آن نديده بود . بعد از آن موفق به او ( ابو العباس ) فرمان بازگشت داد او و ياران او برگشتند . عده از جنگجويان دو كشتى امان خواستند به آنها امان و خلعت داد . بهر يكى از جنگجويان و ملاحان آن دو كشتى بر حسب استحقاق انعام داد . آنها را دستور داد كه بجاى نزديك بروند و خود را بهمگنان نشان بدهند و بامان گرفتن و تسليم شدن اميدوار كنند و اين بهترين تدبير بود . سايرين كه آنها را ديدند بگرفتن امان و تسليم متمايل شدند و مبادرت كردند بحديكه به حال مسابقه تسليم مىشدند و در آن روز بسيارى از كشتىبانان و ملوانان و مدافعين با كشتىهاى خود تسليم شدند و انعام گرفتند و خلعت پوشيدند چون صاحب الزنج آن وضع را ديد فرمان داد بقيه كشتىها را برگردانند و در نهر ابو الخصيب باز دارند و عدهء در دهانه رود برقرار نمود كه مانع خروج كشتىها شوند . بهبود كه يكى از سيه‌كارترين فرماندهان او بود مأمور شد كه با زورقهاى جنگى تندرو بنبرد مبادرت كند ابو العباس با زورقهاى خود بمقابله او شتاب كرد و طرفين سخت جنگ كردند و عاقبت بهبود گريخت و در سايه كاخ آن پليد پناه گزيد . او سخت مجروح شده بود . دو طعنه نيزه و چند زخم تير و چند سنگ به او اصابت كرده و پيكرش آسيب ديده و كوبيده و ناتوان شده بود او را از سايه كاخ راندند و بتنگناى رود بردند و در آنجا بمحاصره او پرداختند و او بدم مرگ رسيد و دلير ترين كسى كه با او نبرد و دفاع مىكرد عميره بود كه كشته شد و ابو العباس يك كشتى جنگى گرفت كه عده آن با ملاحان را كشت و با اتباع خود بسلامت بازگشت . يك كشتى ديگر از دشمنان تسليم شد و جنگجويان آن امان و خلعت گرفتند و به آنها نيكى كرد . موفق با جنگجويان بلشكرگاه خود بازگشتند كه محل او در نهر