تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 199

مساهمون:

ص١٩٩
ببندند و رسيدن خواربار براى آن پليد را مانع شوند . چون اتباع موفق رفتند و تفوق دشمن را ديدند ترسيدند ناگاه كشتىهاى آتش انداز كه موفق دستور ساختن آنها را داده بود حاضر و فرستاده شد . موفق هم فرزند خود ابو العباس را بفرماندهى كشتىهاى تازه وارد فرستاد تا بتواند آنها را از حمله زنگيان حفظ و حمايت كند . چون كشتىها رسيدند و زنگيان آنها را ديدند كشتىهاى خود را براى جنگ فرستادند . يك غلام از غلامان ابو العباس با عده بر كشتىها حمله كرد و زنگيان را به عقب راند و بعد آنها را شكست داد تا به داخل رودها پراكنده شدند و بنهر ابو الخصيب پناه بردند ولى خود غلام از سپاهيان دور افتاد زنگيان بر او حمله كردند او وعده او همه اسير شدند آن هم پس از جنگ بسيار سخت . پس از آن آنها را كشتند . كشتىهاى ابو العباس محفوظ ماند آنها را اصلاح و مرمت و پر از جنگجو كرد . پس از آن كشتىهاى علوى بر حسب عادت رسيد . ابو العباس با عده خود بر آنها حمله كرد و هر كه را توانست كشت . آن پليد بعد از آن مبارزه و خروج را منع نمود كه كشتىها بايد نزديك كاخ خود باشند . ابو العباس خواربار را از آنها ( زنگيان ) منع و قطع كرد زنگيان جزع و زارى كردند و گروهى از بزرگان و اعيان آنها امان خواستند كه به آنها داده شد يكى از آنها محمد بن حارث قمى كه فرمانده محافظين حصار و برج و باروى شهر بود . او شبانه خود را بموفق رساند و مورد نوازش واقع و انعام بسيار به او داده شد . همچنين همراهان او . همه آنها را مركب بخشيد و اسبهاى زين كرده به آنها داد و سوار نمود . قمى خواست زن خود را از حصار نجات دهد و نتوانست . آن پليد زن او را برده كرد و فروخت . يكى ديگر از تسليم‌شدگان احمد يربوعى بود كه دليرترين مردان و سالاران علوى بود . ديگر كسان هم بودند كه نامشان برده نشده و موفق به همه
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 199 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت