تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 193

مساهمون:

ص١٩٣
كه موفق او را غافل گير كند زيرا اتباع او پراكنده شده بودند . بعلى بن ابان نوشت كه با عده خود بيايد او در اهواز با عده سى هزار مرد جنگى بود . على بن ابان با شتاب هر چه ذخيره كرده بود بجا گذاشت . طعام و چهارپا و گله‌هاى گوسفند را بمحمد بن يحيى كرنيائى سپرد و او را جانشين خود نمود و رفت ولى محمد نتوانست بماند ناگزير بدنبال على رفت و هر چه ذخيره بود گذاشت كه بدست موفق افتاد و با حصول ذخاير و طعام و چهار پا و احشام نيروى كافى حاصل كرد كه با آن نيرو در جنگ آن پليد قوى خواهد بود . چون على بن ابان از اهواز رفت عدهء قريب هزار مرد از سپاه او ماندند و امان خواستند موفق به آنها امان داد و آنها را در ارتش پذيرفت و مواجب آنها را مقرر نمود . موفق از شوش سوى جنديشاپور و شوشتر لشكر كشيد و باج و خراج گرفت . محمد بن عبد اللّه كردى را كه بيمناك بود پيغام امان داد و او را عفو نمود . از او مال و لشكر خواست او حاضر شد و به او احسان و مهربانى كرد پس از آن سوى « عسكر - مكرم » لشكر كشيد و باهواز هم رسيد . بعد از آنجا بنهر مبارك اسفل فرات در ناحيه بصره رفت . به فرزند خود هارون نوشت كه با تمام سپاه حاضر شود . در نهر مبارك سپاه به او ملحق شد . زيرك و نصير كه موفق آنها را عقب گذاشته بود لشكر كشيدند تا به محل « ابله » ( نزديك بصره از ابليوس گرفته شده ) رسيدند در آنجا مردم از آنها امان خواستند و آنها امان دادند . پس از اينكه آن دو سالار از محل خود دور شدند شنيده شد كه آن پليد براى مقابله آن دو سپاهى فرستاده بود كه با كشتى و زورق از دجله عبور و لشكر نصير را قصد مىنمود . نصير از « ابله » لشكرگاه خود بازگشت زيرك هم از طريق ديگر برگشت زيرا تصور مىكرد سپاه زنگ نصير را قصد كرده اتفاقا با زنگيان در همان راه روبرو شد جنگ كرد و پيروزى يافت و زنگيان گريختند ولى كمين در عرض راه گذاشته بودند بزيرك خبر كمين رسيد . داخل نيزار شد و