تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 62

مساهمون:

ص٦٢
و اذكروا مصرع الحسين و زيدا * و قتيلا بجانب المهراس و القتيل الذى بحران اضحى * ثاويا بين غربة و تناسي
يعنى پايه ملك امروز ثابت و محكم شده با بودن بزرگان و سالاران بنى العباس . اينها بخونخواهى بنى هاشم برخاسته و انتقام خود را كشيده و تشفى داده‌اند آن هم بعد از انحراف و سر سختى روزگار . هرگز از لغزش فرزندان عبد شمس ( جد بنى اميه ) عفو مكن . ريشه و نهال آنها را از بيخ بر كن . خوارى آنها موجب اظهار مهر شده . آنها در دل خود حرارت زخم تيغ را دارند ( كينه شما را دارند ) . مرا خشمناك كرد ديگران را هم خشمگين كرد تقرب آنها و نشستن بر فرش و كرسى . آنها را به جائى اندازيد كه خداوند آنها را سرنگون كرده و آن محل خوارى و بدبختى است . قتل حسين و زيد و كشته كنار « مهراس » را به ياد آيد . همچنين كشته حران ( ابراهيم امام ) كه در غربت و فراموشى جان سپرد . عبد اللّه فرمان داد كه آنها را با گرز بزنند . زدند و كشتند . آنگاه بساطى بر تن نيم جان آنان افكند و سفره را بر آن بساط گسترانيد و براى تناول طعام نشست در حالى كه بعضى از آنها ( زير بساط ) مىناليدند . تا همه به سختى جان سپردند . عبد اللّه بن على دستور داد كه از مردگان اموى نبش قبر كنند . قبر معاوية بن ابى سفيان را نبش كردند چيزى در آن جز يك خط شبيه بريسمان نديدند كه آن هم خاكستر بود . قبر عبد الملك بن مروان را نبش كردند فقط جمجمه او بود . در اغلب گورها جز يك عضو يا استخوان چيزى پيدا نكردند جز قبر هشام بن عبد الملك كه نعش وى درست بود هيچ چيز از او نپوسيده بود جز سر بينى او . نعش را در آوردند تازيانه زد و بدار كشيد و بعد سوزانيد و خاكسترش را بباد داد . فرزندان خلفاء بنى اميه را همه جا پى كرد . هيچ يك از آنها را زنده نگذاشت